بعد به ساعتش نگاه کرد. «وای! کشیک نیست؛ محکومی نیست! چه روز بدی!» چینیها با نهایت لذت پوزخند میزنند. «ما، قاضی و دادستان، همچنان دعا منتظر اخراجها در بنیتز هستیم.» « کسب و کار! » «آره؛ بننیزیز .» کلیسا «همینجا همینجا بمون. خداحافظ چراغ نفتی خاموش شد. فرشته ادی روی تخت خزید و رفت. دو مرد همینطوری منتظر وول خوردن بودن - خیلی تاریک. قاضی مقدس پاهاشو بست و گفت، انگار که براش مهم نیست: «خانم هایرب، چراغ خاموش شد بذار یادم بمونه تسان ران فو چی شده. در مورد پروندهی دیزا دعانویس شنیدی؟ من، جان هان سان، زنش رو
میبرم خونه - هیچکس نمیتونه جریمه کنه.» چان گفت و گفت : «ای داداش، جلفا من پروندهی دیزا رو میدونم. قرار بود دیزا رو تو خونهی خودش ببرم.» «قاضی، دعا پیپش را به گند کشید. دود را قورت داد و از کافر معدهاش پایین فرستاد! سرفهی بزرگی کرد - نزدیک فرشتگان بود سرش از تنش جدا شود! - و یک هفته بعد! بعد گفت: «ما»، «ما»! قاضی تِسان ران فو، شما خیلی عاقل هستید. من حدس میزنم که او از مقامش راضی بود. نمیتوان کسی را که بیادب است جریمه کرد!» «چان تاو گفت: 'قاضی باید بیاد جریمهام کنه. هیچکس
نمیتونه نگهش داره. من از تو پیشینه تاریخی در مورد این مرد میپرسم. میخوای بگی؟' قاضی گفت: 'ما'، من یه کم مقدس خستهام. اما میخوای بگی بهتر حرف میزنی؟ میخوام برم گم شم، خدای من!' گفتم: 'من اینجام، اینجام، اینجام،' و شروع کرد به گفتن: روزی بار سنگینی را روی صندلی حمل اسب گذاشت. پاهایش بیرون زده بود - دعاگر ابجد پاهای خیلی قشنگی داشت؛ حتماً مرد خوبی بود. پس به او نگاه کن. کوله پشتی بزرگی داشت و میرفت، اما هر وقت صبح میشد، باید همیشه روی جفت روحی کوله پشتیاش هیس میکشید. مدت دعانویس زیادی - هفتههای طولانی - منتظرش
بود. دعانویس اما نمیتوانست از او چیزی بدزدد. خداحافظ به خانهاش، تسان ران فو، نسخ خطی رسید و رفت تا به حرز گل و لایش احترام بگذارد؛ و به همسرش هم عبادت کردن رحم کند. شب شده بود شیاطین - خیلی تاریک بود. فینک میتوانست از او بدزدد دعانویس و برود و برود. پس به بار سنگین ادامه بده. وقتی نماز خواندن ذکر دعا به خانهاش رسید، صبح زود در را قفل کرد، اما جوابی نشنید. با صدای بلند گفت: «همسرم، بگذار بیایم داخل!» من شوهرت هستم، به خانه بیا.» پس سپیده دم، درِ خانه را باز کرد و همسرش آمد و گفت:
«ای شوهرت! امشب خیلی شب خوبی است تا تو را ببینم!» نن اول تاریکی. «من به خانهاش برمیگردم. یک بامبوی بلند میگیرم، و یک نان را از شیاطین جلوی خانه بلند میکنم تا ساقهاش را بالا ببرم. با چاقو یک تکه کوچک از نان را بریدم، و به داخل خانه نگاه کردم. میتوانم به دستگاه بافندگی نگاه کنم، و ببینم چه چیزی درست شده است.» «زود باش، جان، تابو را بررسی کن؛ بگو: «ای دعانویس همسر عزیزم، چه چیزی را برای دو قوم تابو قرار دادهای؟ تو با آنها رقابت همزاد میکنی؟» زنش میگوید: «ای شوهر عزیزم، از وقتی که
رفتی، ارواح من برای دو قوم تابو قرار دادهام - تو مذهب و من - تو چطور هستی؟» جان لبخندی زد و گفت: «تو خیلی خوبی [2] جنت آباد همسر عزیزم!» - حرفش را طلسم خوب زد. «زنش به او گفت: «حالا جشن گرفتیم؛ بخور، بیا - منو ببر!» بنابراین من روی زمین دراز جادو سیاه کشیدم، خیلی خیلی گرسنه دعا نویسی مراغه بودم؛ و اولش شوهرش داشت صبحانه میخورد و کیپ و پینک، پینک، پینک، و زنش را میبوسید، فرشتگان و پینک، و شکمش را سیر میکرد. خداحافظ حسن آباد خیلی سیر بود، باید میخوابید. زنش گفت: «برو بخواب، و شماره ملا برف شروع
شد.»» «چطوره؟» «برف شروع کن - برف - اسنول! اسنول شروع کن!» «برف شروع به باریدن کرد؟» «روشن، نه؛ من با تو هستم. فرشتگان تاجر از اینجا شروع کرد به گفتن اینکه «دیسا جادو سیاه لیکا دیس». فیویی صدایی درمیآورد که غیرقابل انکار است. «ما، نه، ببین این زن داره چیکار میکنه. میره سراغ رمل قلابهای لباسش و کلی لباس میپوشه. نه، مرد میره بیرون.» زن توی سید و حاجی گوشش زمزمه کرد: «شوهرم لیز خورد. خیلیها رو اذیت میکنه و میبره! تو عاشق منی، تو یه چاقوی تیز داری و اونو میکشی. ما فردا با یه شوهر سابق ازدواج میکنیم اجنه غیر مسلمان و
میخوایم باهاش زندگی کنیم.» «معشوقهاش گفت: «وای، نه. من اونو کشتم. فرد، سرم رو کافران از تنم جدا میکنن.» و یه زن دیگه از دستش عصبانی طلسمات میشه و میگه: «نمیخوای بکشیش، من چاقو رو میندازم و سرتو میبرم پایین، فوراً!» و بعد شروع
بنابراین جان خنجری از رئیس قبیله قرض گرفت و یکی از سه الماسی طلسم را که مخترع در دین جزیره فریکس به او داده بود، از بدنش بیرون آورد. الماس در نور خورشید به زیباترین شکل میدرخشید و چشمان دزد دریایی نیز از حرص و طمع برق میزد. زیرا او توسل متوجه دو زخم دیگر روی ... شده بود. [صفحه ۲۹۱]بدن زنجبیلی جان، شبیه به همانی که الماس از آن جدا شده بود. الماس را در دست کثیفش گرفت و ارواح گفت: «خب، بقیه جواهرات کجا هستند؟» مرد زنجبیلی پاسخ داد: «شما موافقت کردید موکل جن که این سنگر دعا یکی
را به عنوان فدیه ما بپذیرید.» دزد دریایی اعلام کرد: «شما حرف من را اشتباه متوجه شدید. من گفتم سه طلسم تا.» و رو به افرادش فریاد زد: «مگر نگفتم سه تا، بچهها؟» دزدان دریایی و راهزنان بازنشسته با صدای بلند فریاد زدند: «درست گفتی! گفتی سه تا طلسم فشفشه!» بنابراین جان، با آهی از روی پشیمانی، دو الماس دعانویس دیگر را از بدنش بیرون آورد دعا و به رئیس داد. دزد دریایی گفت: «حالا، به تو اجازه میدهم اجنه غیر مسلمان بروی. اما اینکه کجا میتوانی بروی برای من یک راز است، چون تو در یک جزیره هستی.» مرد دیگری فریاد
زد: «ایست!» همینطور که آنها برمیگشتند تا بروند، «باید همین الان با من تسویه حساب کنید. من رئیس راهزنان هستم و من هم علوم غریبه باج میخواهم.» جان گفت: «من تمام الماسهایی را که داشتم به رئیس دزدان دریایی دادم.» راهزن با اخم و وحشت فریاد زد: فرشتگان «پس مطمئناً در روغن خواهید پخت! مردان من، آنها را بگیرید و با خود به کوره آتش ببرید.» اما درست در همان لحظه صدای بال زدن آمد و چهار فلامینگو به پایین جادو پرواز کردند و در امتداد ... [صفحه ۲۹۲]بالای سر زندانیان. فوراً خرس انتهای طنابی را گرفت و توسط یکی مشرکان
از پرندگان به بالا حاجت گرفتن کشیده شد. جان داگ با دست راستش پای فلامینگوی دیگری را گرفت و همچنین بالای سر دزدان دریایی و راهزنان شگفتزده بالا برده شد، در حالی که چیک با خونسردی در حلقه طنابی که از دو پرنده باقی مانده آویزان بود نشست و با ظرافتی تحسینبرانگیز به آسمان پرواز کرد. در همین دعا حال، دزدان مشتهایشان را تکان میدادند کافران و با خشم و درماندگی دیوانهوار به سمت زندانیان فراری فریاد میزدند. «یک لحظه صبر کن!» پارا شیطانی بروین به فلامینگویی که او را حمل میکرد، فریاد زد؛ زیرا مشاهده کرد که درست زیر او،
هیبت آن شخص وحشتناک که خود را اسپورت نامیده بود، قرار عبادت کردن دارد. پرنده اطاعت کرد و در هوا ثابت ماند؛ و بلافاصله خرس خود را به شکل یک توپ جمع کرد، طناب را رها کرد و به سمت زمین افتاد. گلوله لاستیکی شماره ملا که به سرعت پایین میآمد، به اسپورتِ غافلگیر شده برخورد کرد و او را به زمین کوبید. سپس خرس دوباره به هوا پرید و یک بار شیطان دیگر طنابی ابطال کردن جادو را اعمال صالح که به دعا پای فلامینگو وصل بود، قدیس گرفت. در حالی که دزدان دریایی و راهزنان برای کمک به اسپورتِ درمانده ابجد هجوم میآوردند،
کروبی فریاد زد: «آفرین!» [صفحه ۲۹۳] مرد زنجبیلی گفت: «این کارِ ارزشمندی بود، پارای عزیزم!» خرس با افتخار پاسخ داد: «خب، من نگهبان هستم، باشه! اما حالا بیا هر چه کیاشهر زودتر از این جای وحشتناک دور شویم.» بنابراین فلامینگوها با آنها به سرعت از رمال روی دریا پرواز کردند و جان داگ متوجه شد که وقتی پای پرنده رمل را گرفته است، راحتتر از زمانی که طناب دور بدنش بسته شده است، قایقرانی میکند. چیک هم با رضوانشهر راحتی کامل شیاطین سوار شد، اما پارا بروین مجبور شد طناب را چندین بار دور پنجه چاق او بپیچد تا از
دستش لیز نخورد. [صفحه ۲۹۴] هیلند و لولاند پس از پروازی طولانی و پیوسته، جفت روحی جادوگر پرندگان به جزیره دیگری رسیدند، بزرگتر از جزیره اول و بسیار زیباتر. ماجراجویان به درههای سرسبز و تپههای پوشیده از تاک، تکههایی از جنگلهای باشکوه و مزارع غلات مواج نگاه کردند. اما گذشته از خانههای تربت جام کشاورزی پراکنده، هیچ شهر یا روستایی ندیدند احضار تا اینکه دعانویس دقیقاً از مرکز جزیره عبور کردند، جایی همزاد که منظرهای بسیار عجیب در مقابل دیدگانشان ظاهر شد. جزیره توسط شیاطین طلسم نویس دیواری سنگی بلند و مستحکم که از اقیانوسی به اقیانوس دیگر امتداد داشت و دقیقاً از
مرکز خشکی میگذشت، به دو نیمه تقسیم شده بود. در وسط جزیره، دیوار جداکننده توسط جادو سیاه قلعهای جفر بزرگ شکسته شده بود که به نسخ خطی دو طرف دیوار مشرف بود و برجها و منارههای باشکوه زیادی داشت که تا ارتفاع زیادی در هوا امتداد
صندلیاش بلند شد، خوشحال از فرصتی که برای مفید بودن به دست آورده مقدس بود. گفت: «کتابها را دارم.» و یکی از آنها را از قفسه برداشت و برای دکتر آورد. مادر مداخله کرد و گفت: «همهی اینها بیفایده است...» اما دکتر به جورج گفت: «خودت میتوانی خودت را متقاعد کنی. والدین یک یا دو بار مجبور شدهاند به پرستار حقوق ثابتی بپردازند، و در مواقع دیگر مجبور شدهاند غرامتی به او بپردازند که رقم ابجد آن بین سه تا هشت هزار فرانک طلسمات متغیر بوده است.» مادام دوپونت آمادهی پاسخ به این توسل سوال بود. «نگران آستانه اشرفیه نباشید، آقا!
اگر قرار باشد دعوایی پیش بیاید، باید یک وکیل خوب داشته باشیم. ما میتوانیم هزینه را بپردازیم و بهترین را انتخاب کنیم - و او بدون شک میپرسید که کدام یک از این دو، پرستار یا کودک، بیماری را به جفر دیگری منتقل کرده است.» دکتر با وحشت به او خیره شده بود. «مگر نمیبینی که این کار خیلی دعا وحشتناکی است؟» پاسخ این بود: «اوه، لازم نیست این را بگویم. وکیل این کار را انجام میدهد - مگر این دعانویس حرفه او نیست؟ نکته من این است: او به هر طریقی که شده باعث میشود ما در پرونده خود
پیروز شویم.» شماره ملا دیگری پاسخ داد: «و رسواییای که در پی خواهد داشت. به آن فکر کردهای؟» در اینجا جورج که مشغول بررسی کتابهای حقوقیاش بود، وارد شد. «دکتر، اجنه غیر مسلمان اجازه دهید کمی اطلاعات به شما بدهم. در مواردی از این دست، نامها هرگز چاپ نمیشوند.» «بله، همزاد اما آنها در جلسات لوشان دادرسی صحبت میشوند.» «درسته.» «و کلیسا مطمئنی که هیچ روزنامهای حکم را چاپ نخواهد کرد؟» مادام دوپونت فریاد زد: «به چه چیزی تن نمیدهند؟ علوم غریبه به آن دفترچههای خاطرات کثیف!» دیگری گفت: حرز «آه، و میبینی چه رسواییای؟ چه شرمساریای برای تو خواهد بود!» مرد جوان شیاطین
فریاد زد: «دکتر درست میگوید، مادر.» اما مادام دوپون هنوز متقاعد نشده بود. «ما مانع از هرگونه اقدامی از سوی این زن خواهیم شد؛ هر چه از ما بخواهد به او خواهیم داد.» دیگری گفت: «اما در این صورت، خودتان را پیشینه تاریخی جادو در معرض خطر اخاذی قرار خواهید داد. فرشتگان من خانوادهای را میشناسم که بیش از دوازده سال است به این شکل علوم غریبه در فرشته بند هستند.» جورج با خجالت گفت: «اگر اجازه دهید، دکتر، میتوانم از او بخواهم رسید را امضا کند.» شماره ملا دکتر با لحنی تحقیرآمیز پرسید: «برای دعانویس پرداخت کامل؟» «با این حال.» مادرش اضافه
کرد: «و بعد، او خیلی خوشحال میشود که با کیسهای پر به کشورش برگردد. میتواند نسخ خطی یک خانه کوچک و کمی متون کهن زمین بخرد - در آن کشور برای زندگی به چیزهای زیادی نیاز نیست.» در دعا نماز خواندن این لحظه ضربهای به در زده شد و سید و حاجی پرستار جادو سیاه وارد شد. او زنی روستایی، تنومند، با گونههای گلگون و سرشار از سلامتی بود. وقتی صحبت میکرد، این حس به آدم دست میداد که صدایش بیش از آن چیزی است که بتواند مهار کند. این صدا به اتاق پذیرایی تعلق نداشت، بلکه به آسمان باز خانه روستاییاش تعلق داشت. او رو
به پزشک کرد و گفت: «آقا، رمال بچه بیدار است.» پاسخ این بود: «من به دیدنش میروم.» و سپس به مادام اعمال صالح دوپونت گفت: «بعداً در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد.» دعا مادر گفت: «حتماً. آیا به پرستار نیاز خواهی داشت؟» دکتر پاسخ داد: «نه، خانم.» مادر گفت: «پرستار، بنشین و استراحت کن. یک دقیقه صبر کن، میخواهم با تو صحبت کنم.» همینطور که دکتر بیرون رحیم آباد میرفت، پسرش را به گوشهای برد و آهسته به او گفت: «من تعویذ میدانم چطور همه چیز را مرتب کنم. اگر به او بگوییم طلسم موضوع چیست و اگر قبول کند، دکتر
رمل طلسم نویس دیگر حرفی برای گفتن نخواهد داشت. اینطور نیست؟» پسر پاسخ داد: «معلوم است.» «قول میدهم وقتی رفت، دو هزار فرانک به او بدهیم، اگر راضی شود به شیر دادن به بچه ادامه دهد.» دیگری صومعه سرا گفت: جادوگر «دو هزار فرانک؟ کافی است؟» پاسخ این بود: «خواهم دید. اگر او تردید کند، من جلوتر میروم. ابطال کردن جادو بگذار خودم به دعاگر آن رسیدگی کنم.» شیاطین جورج با تکان دادن سر دعانویس موافقت خود را اعلام کرد و مادام دوپونت به سمت پرستار برگشت. او گفت: «میدانید که فرزندمان کمی شیاطین بیمار است؟» دیگری با تعجب به او نگاه کرد. «چرا
که نه، خانم!» مادربزرگ گفت: «بله.» «اما، خانم، من نهایت مراقبت را از او کردهام؛ همیشه او را مرتب و درست نگه داشتهام.» مادام دوپونت گفت: «من چیزی خلاف این نمیگویم، اما پزشکها گفتهاند که بچه مریض است.» پرستار را نمیشد متقاعد کرد؛ فکر
به دنبال دهانهای در هر دو طرف گشت، اما موفق نشد. در شمال او رشته کوههایی قرار داشت که قلههایشان پوشیده از برف بود و حدود چهل مایل امتداد داشتند و سپس در عبادت کردن تپههای معمولی فرو میرفتند که در نزدیکی جایی که به آن رسیده بود، صخرههای خاکی یا رسی را به سمت آب نشان میدادند. از دعانویس صخرههای رسی، دید او توسط هیچ علی آباد کتول زمینی در جهت ESE قطع نمیشد، کافران بنابراین باید از طریق دهانهای به دریای بیرونی نگاه کرده باشد. آذوقهاش تقریباً تمام همزاد شده بود، عجله سید و حاجی کرد برگشت. «در ضلع جنوبی کانال نیز کوههایی
با ارتفاع قابل توجه وجود داشت؛ اما به طور کلی، آن ساحل از ساحل مقابل پایینتر بود. آقای موری تعداد زیادی مقدس از بومیان را رمال در نزدیکی گذرگاه باریک دید و در یک روز جادو بیش از صد قایق دیده شد که هر کدام شامل دو تا ارواح شش نفر بودند. این فوئگیها پوست گواناکو زیادی داشتند و بسیاری از استخوانهای آن حیوان به علوم غریبه سر نیزه تبدیل شده بود، اما پوست فک بسیار کمی داشتند. کلبههای چوبی در مقایسه با کلیسا کلبههای قبایل غربی بزرگ و جادار بودند و از درختان کوچکی که از انتها روی طلسم هم
انباشته شده بودند و در بالا به هم بسته شده بودند، ساخته میشدند. قسمت بیرونی آنها با بوتهها، علفها و غیره طلسم پوشیده شده بود تا از سرما جلوگیری شود و خاک داخل آنها بسیار پایینتر از سطح زمین بود. برخی از آنها دعانویس میتوانستند حدود دو برابر افراد را در خود جای دهند.{۴۳۰}به اندازه کلبههای غربی: اما همه آنها به این بزرگی نبودند. هر قایق شیطان کانو به دنبال قایق موکل جن ما رفت، مشتاق دیدن غریبهها و شیاطین مبادله ماهیهای کوچک، سر نیزهها یا تیرها با دکمهها، مهرهها و چیزهای بیاهمیت دیگر. هیچ سلاح یا سلاح تهاجمی ذکر در
میان آنها دیده نمیشد، به جز شماره ملا نیزههای ماهیگیری، کمانها، تیرها و فلاخنها: آنها حتی چماق و نیزههایی مانند آنچه قبایل غربی استفاده میکنند، نداشتند. به نظر ابجد دعا نویسی میرسید که آنها مطیعتر و کمتر از قبایل غربی تمایل به نزاع داشتند. هر جا که قایق میرفت، قطاری از قایقها، هر کدام پر جفت روحی از مردم، و با آتشی که در وسط آن دود میکرد، به دنبالش میآمدند. اینکه پوست گواناکو را از کجا میآوردند، سوالی بود که پاسخ به آن حاجت گرفتن آسان نبود. آیا گذرگاهی به سمت شمال وجود داشت که از طریق آن میتوانستند با مردم ساکن آنجا
تجارت کنند؟ - یا اینکه فرشته در قسمت جنوبی تیرا دل فوئگو گواناکو وجود داشت؟ هم استخوانها و هم دعانویس پوستها به نظر فراوان نسخ خطی میآمدند. اجنه غیر مسلمان اما مردم با اشاره به آقای موری میگفتند خمام که از شرق آمدهاند: هیچکدام به سمت شمال اشاره نمیکردند. یکی از بومیان نحوه دویدن، شکل ظاهری و نحوه کشته شدن آنها و شیاطین همچنین نوع صدایی که تولید میکردند را جادو سیاه نشان داد. «پانزدهم. آقای استوکس پس از پیمودن مسیری طولانی به سمت شمال و غرب، بدون یافتن گذرگاهی ماسال به تنگه سال نو، بازگشت. بررسی او، همراه فرشتگان با بررسی آقای موری،
تقریباً بخش شمالی و غربی خلیج پیشینه تاریخی ناسائو را تکمیل کرد؛ و تنها بخش شرقی آن برای کاوش باقی ماند. لنگرگاه ما، که خلیج اورنج نام دارد، عالی است؛ و یکی از معدود لنگرگاههای این ساحل است که روح برای یک دورود اسکادران کشتیهای جنگی مناسب است. دسترسی به دعا آن از دریا به آسانی بندر است. سه فاتوم نزدیک ساحل وجود دارد؛ اما در هیچ بخشی بیش از بیست فاتوم وجود ندارد؛ و هر جا که کف شنی مذهب ابطال کردن جادو باشد. آب فراوان است؛ چوب در نزدیکی دریا رشد میکند؛ پرندگان وحشی فراوانند؛ دین و اگرچه صدف کمیاب است،
اما میتوان ماهیهای کوچک زیادی را با قلاب و نخ در میان جلبکها صید کرد، و در تابستان، یک تور ماهیگیری به وفور یافت میشود. «در شانزدهم، ما خلیج اورنج را ترک کردیم، اما بادهای ملایم مانع از رسیدن ما به دریای آزاد در آن روز یا شب بعد طلسم شدند. من به همان اندازه مایل بودم که دوباره به سمت دیگو رامیرز بدوم - تا دعانویس ساحل غرب دماغه فالس را تا حدود ده مایل تماشا کنم - یا به سمت خلیج سنت فرانسیس بدوم؛ اما{۴۳۱}باد کاملاً قطع شد. در طول شب نسیمی وزید که میتوانست ما را به
آن نقطه برساند، اما چون میخواستم ببینم و فرشتگان در حین حرکت از وضعیت زمین مطلع شوم، از آن استفاده نکردم؛ و صبح با وزش رمل باد ملایم و جهت جریان آب به سمت شمال، گیج شدم. هفدهم. در اوایل روز، بادهای سبک و
تخته پهن در هر طرف است که به هم دوخته شدهاند و درزهای آنها درزگیری شده است. چوبی که از آن ساخته شدهاند، علوم غریبه روبل یا گاهی تیکی است. توصیف آگوئروس از ساخت یک پیراگوا را نمیتوان بهتر کرد. «آنها از پنج یا هفت دعا تخته ساخته میشوند که هر کدام از آنها از دو تا چهار فاتوم طول، نیم یا ارواح سه چهارم یارد عرض و شیطانی دو یا سه قدیس اینچ ضخامت دارند. اعمال صالح این تختهها اجنه غیر مسلمان در هر انتها باریک ساخته یا کار میشوند تا قسمت جلویی شماره ملا و عقبی را تشکیل دهند و سپس در معرض
آتش قرار میگیرند تا سطح مشرکان بیرونی هر دو طرف سوزانده شود. برای اتصال این تختهها، سوراخهایی به فاصله دو اینچ از یکدیگر در امتداد دعاگر لبههای تختهها ایجاد میکنند یا میسوزند که از طریق آنها تختهها را با طنابی از نیهای محکم (سوکیلا) یا نی پیچ خورده عبادت کردن (کولیگ) طلسم به هم میدوزند و اتصالی به نزدیکی درز پارچه تشکیل میدهند. برای جلوگیری از عبور آب از درزها، در امتداد تخته، داخل و خارج، برگهای کوبیده شده درختان را قرار میدهند که از روی آنها بخیهها را عبور میدهند و با همان آمادهسازی برگها، سوراخها پر میشوند. بدین ترتیب
ساخته شده، از نظر ظاهری دعا یک قایق روح یا کشتی کامل است، اما بدون تیر یا عرشه. برای اینکه بتوانند در برابر فشار آب مقاومت کنند و شکل خود را حفظ کنند، شماره ملا قطعات سید و حاجی منحنی (کورباس) از چوب، کافر به نام «میلههای چوبی» در داخل تعبیه شدهاند و به جای میخ، با گوههای چوبی محکم میشوند. با همه این اوصاف، آنها خطرناک هستند؛ و از آنجایی که بادبانها، پاروها و سایر اثاثیه آنها بسیار بیکیفیتتر از آن چیزی است که قایقها نیاز دارند، به راحتی در دیواندره معرض غرق شدن قرار میگیرند و خطر غرق شدن به دلیل
عدم مراقبت و مدیریت ابجد در کسانی که آنها را هدایت میکنند، بسیار جفت روحی افزایش مییابد. در توضیحات بالا، آگروس شرح بسیار خوبی از شیوهی ناهنجار ساخت آنها ارائه داده و به هیچ وجه خطر ناشی از استفاده از آنها را بزرگنمایی نکرده است. در واقع، این یک کشتی بدبخت و ناامن است؛ و به دلیل ناهنجار بودن ساخت و فقر مذهب تجهیزاتش، نمونهی کاملی از خدمهای است که آن را حمل میکند. بزرگترین آنها از هشت تا ده نفر تشکیل شده است که هر کدام یک پانچو تهیه میکنند و جادو «حامی» آنها که هدایت و رهبری میکند{286}مسیر و
تمام حرکات آنها، دو پانچو را فراهم میکند که همگی به هم دوخته شدهاند تا بادبان آنها را تشکیل دهند، که توسط «لازو» یا تسمههایی از پوست گاو نر دعانویس برافراشته میشود. این بادبانها عموماً در وضعیت اسفناک و اسفناک خود هستند. نام سانتیسیما توسط خدمه به همه کیمیاگری آنها اطلاق میشود، به این دعا امید که از قدیس حامی خود محافظت کنند. لنگر از چوب ساخته شده و از چهار قطعه دعانویس کج، به شکل یک قلاب کلیسا با لنده چهار پره، تشکیل شده است که در پایین یا بالای آن دین یک سنگ بزرگ برای فرشتگان افزایش وزن
آن بسته شده است. خدمه بسیار ترسو هستند و به جای فرشته اینکه برای رهایی کشتی خود از هرگونه خطر قریبالوقوع تلاش کنند، خود را به زانو مقدس در میآورند، بر جادوگر سینههای خود میکوبند و با صدای بلند از قدیس خود درخواست «مصیبت» میکنند. به بندر ترکمن من فهمانده شد که تعداد بسیار کمی رمال از آنها میتوانند شنا کنند، که به نظر خارقالعاده میآید، زیرا آنها در مجاورت دریا متولد و پرورش یافتهاند و عمدتاً برای امرار معاش به محصولات آن وابستهاند. این واقعیت به شدت جفر نشان دهندهی تنبلی شخصیت آنهاست، حتی اگر سختی آب و هوا مانعی
برای شنا کردن به عنوان یک سرگرمی صرف باشد. چندین پیراگوا در زمانی که ما ابطال کردن جادو در چیلوئه بودیم، گم شدند و همانطور شیاطین که میتوان استنباط کرد، خدمه آنها همگی غرق شدند. در مورد کشت زمین، آنها بسیار عقب ماندهاند و با مقایسه وضعیت فعلی با توصیف بایرون (۱۷۴۰) و آگروس (۱۷۹۱)، به نظر میرسد پیشرفت بسیار کمی حاصل شده است. توسل زمین با فرشتگان گاوآهنهای موقت و با ساختاری بسیار زمخت آماده میشود. دو تیرک چوبی سخت (لوما)، به طول حدود سه یارد و به سقز طور متناسب بزرگ، که در یک انتها به نوک تیز بریده دعا نویسی
شده و در انتهای دیگر گرد شدهاند، در وسط، یکی در هر دست، نگه داشته میشوند و ذکر به صورت بسیار مورب به سمت زمین نشانه گرفته میشوند. در این جهت، آنها مقدس با فشار دادن به انتهای کند با شکم، که توسط پوست
فوئگو هستند. ظاهر بازدیدکنندگان ما قطعاً علیه آنها بود؛ اما آنها جادوگر در طول دو یا سه روز ارتباط ما، مرتکب هیچ عملی نشدند که بتواند ما شیطان را به فرشته شکایت وادارد یا باعث سوءظن ما به صداقت و دوستیشان شود. با این حال، ما بیش از مریوان حد مراقب بودیم که آنها بتوانند از جادو سیاه خوشخلقی ظاهری ما سوءاستفاده کنند. در میان بوتههای پشت ساحل مرتفع، سه کلبه چوبی وجود داشت، دعاگر اما سرخپوستان قصد نداشتند مدت زیادی با ما بمانند.{۱۳۶}شب. آنها، با کمال میل فراوان ما، طلسم نویس در اوایل صبح رفتند و به پایین تنگه بازگشتند، مقدس
مذهب جایی که گروه بزرگی از هموطنانشان جمع شده بودند. رفتن آنها به ما این امکان فرشتگان را شماره ملا فرشتگان داد که در مجاورت لنگرگاه خود به اطراف نگاه کنیم و محصولات آن را بررسی کنیم، جوزم که به هیچ وجه با محصولات سایر نقاط ساحل تفاوتی نداشت. با این حال، ساختار زمینشناسی آن متفاوت است: سنگها از سنگ سبز یا گرانیت هستند، بدون تخته سنگ. کوه ماکسول، که بلافاصله بر فراز خلیج قرار توسل دارد، انتهای یک رشته کوه سنگی است که قلههای آن با برف پوشیده شده است. کنارههای سرسبز تپه، که در فواصلی با تودههای بزرگی از
سنگ لخت در هم آمیخته شدهاند، دعا از دور جلوهای دلپذیر ایجاد میکردند. اما پس از بررسی، مشخص شد که این سبزی عمدتاً از خزه یا پوشش گیاهی کم رشد تشکیل شده است که خاک نرم و باتلاقی را پوشانده است. قسمتهای بالایی کوه آنقدر شیبدار است که به راحتی نمیتوان به آن رسید. و در واقع، بسیاری از قسمتها با شیب عمودی بیش از صد حرز فوت بالا میروند. در ضلع جنوبی کوه ماکسول، خلیج اسمیت قرار دارد که در ساحل شمالی، به ویژه در ارل کوو، لنگرگاه دارد؛ اما در مرکز، اعمال صالح آب عمیق است و به همین
دلیل، مکان مناسبی برای کشتی نیست. حاجت گرفتن در ابطال کردن جادو طول کافران غیبت آقای گریوز در بندر اسمیت، ساحل را تا دماغه اجورث تعویذ بررسی کردم، جادو جایی که مجموعهای گسترده از جهتها را به دست آوردم. بعدازظهر به ویژه برای این منظور مساعد بود، کوههای پوشیده نماز خواندن از برف ساحل شمالی کاملاً مشخص بودند؛ و در میان آنها جادو سیاه شیاطین کوهی بسیار مرتفع، به شکل یک هدف کوهستانی، وجود داشت که قله کوه به نوک دعانویس مرکزی سپر متصل بود. ما هرگز آن را ندیدیم، دعا و در این مورد، من نتوانستم موقعیت آن را بهتر از تخمین فاصلهاش تعیین
کنم. سنگ عمدتاً از سنگ سبز است متون کهن که با تودههای قابل جفر توجهی گرانیت همراه است. یک جزیره کوچک، در نزدیکی دایتون کوو، از گرانیت نسخ خطی تشکیل شده شیاطین است، از یک ساختار لایهای. آقای گریوز نمونهای از گرانیت لایهای متصل به تودهای از سنگ سبز را برای من آورد. سرخپوستان هر روز به ما سر میزدند، تعداد آنها عموماً از دوازده تا شانزده نفر بود که از این تعداد، پنج یا شش نفر فقط مرد و بقیه زن و کودک در مشرکان دین هر سنی بودند. یکی از این اجنه غیر مسلمان کودکان نمیتوانست بیش از سه هفته سن داشته
باشد؛ با این حال{۱۳۷}مادر، ظاهراً حدود شانزده ساله، همیشه طلسم مشغول کار طاقتفرسای پارو زدن قایقها بود. کودک در دامان مادر، در حالی که سرش روی سینهاش بود، با شنلی دعا که محکم دور مادر بانه و کودک کشیده شده بود، محکم شده بود. قایقهای آنها شبیه قایقهای قسمتهای شرقی تنگه بود، حدود سه متر طول داشت و علاوه بر سگها، ابزار و سلاحهایشان، چهار یا پنج فرد بالغ و دو یا سه کودک را در خود جای میداد: قایقها از پوست درخت ساخته شده بودند و با تکیهگاههای چوبی صلیبی که به دیواره کشتی متصل بودند، شکل خود را
قدیس حفظ میکردند. این قایقها به سه محفظه تقسیم میشدند که محفظه جلویی حدود احضار یک سوم طول را اشغال میکرد و شامل نیزههایی بود که برای استفاده فوری کوهبنان آماده بودند. در محفظه دوم، افراد بالغ قرار داشتند و آتشدان بین آنها قرار داشت و مردان بین آتشدان و نیزهها نشسته بودند تا در صورت نزدیک شدن فکها یا گرازهای دریایی از ارواح آنها استفاده کنند. در طرف مقابل آتشدان، زنانی که قایق را پارو میزنند، نشستهاند و مردان گاهی اوقات، در مواقع ضروری، به آنها کمک میکنند. پشت سر زنان، در دسته سوم، فرزندان بزرگتر و سگها قرار
دارند و فرشتگان فرزندان کوچکتر معمولاً برای گرمای متقابل، در دامان زنان جفت روحی قرار دعا میگیرند. آتش بر روی لایهای از خاک رس به ضخامت چند اینچ، در پایین قایق روشن میشود؛ و بالای آتش، در امتداد دیوارههای قایق، چندین تکه چوب نیمسوخته برای
او در صورت امتناع پرنسس از این کار را فراموش کرده است. ۲۵۶ اوزما شیاطین فریاد زد: «تو حتی مرا نمیشناسی.» حتی از فکر ازدواج هم وحشتزده بود؛ چون اگرچه حاکم کوچک شهر اُز تقریباً هزار سال عمر جادو سیاه فرشتگان کرده، از تو بزرگتر نیست و بیشتر از دوروتی یا بتسی بابین یا ترات به ازدواج فکر نمیکند. حکومت بر پادشاهی اُز تقریباً تمام وقت اوزما را گالیکش میگیرد جادو سیاه و در سید و حاجی هر زمانی که باقی میماند، میخواهد مانند هر دختر کوچک عاقل دیگری بازی کند و لذت ببرد. چون اُزما بالاخره فقط یک پری کوچولو است. او با
قاطعیت اعلام کرد: دعانویس «من با هیچکس ازدواج نمیکنم!» سپس، چون واقعاً از ظاهر غمگین پومپا متأثر شده بود، با مهربانی بیشتری پرسید: «چرا میخواستی مخصوصاً با من جفت روحی ازدواج کنی؟» شاهزاده در حالی که با ناراحتی به کابومپو تکیه داده بود، ناله کرد: «چون تو شایستهترین پرنسس اُز هستی. چون اگه این کارو نکنیم، پامپردینک طلسم و پدر پیر و بیچارهام و مادرم و همه ناپدید میشن.» شماره ملا فیل زیبا آب دهانش را قورت داد و گفت: «از خودمان که دیگر خبری نیست.» ۲۵۷ اوزما با تعجب پرسید: «اما پمپردینک ذکر کجاست و چه کسی گفته که ناپدید میشود؟
و چطور شد که این چای ترول متون کهن را خوردی و آمدی اعمال صالح نجاتم بدهی؟» کابومپو با خستگی گفت: «شاهزاده همیشه شاهزاده خانمی را که قصد ازدواج با او طلسم نویس تعویذ را دارد نجات میدهد. فکر میکنم خودت این را میدانی.» اوزما که کمکم داشت به این زوج عجیب علاقهی زیادی توسل پیدا میکرد، با هیجان گفت: «خب، خیلی ممنونم و هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم، جز ازدواج با تو.» کابومپو، چون عمیقاً آزرده خاطر شده بود، با لحنی خشک گفت: «ممنونم. ممنون، اما ما باید همزاد برویم. پامپا، بیا.» «گوچ نباش!» این بار پمپا بود که صحبت
کرد. «همه چیز را به او میگویم!» و پومپا، همانطور روح که قبلاً به شما گفتم، جذابترین شاهزادهی جهان بود، برای بندر گز اوزما تختی راحت مشرکان از شاخههای سبز ساخت و خود را به پای او انداخت و تمام دعانویس داستان ماجراجوییهایشان را، پیشینه تاریخی از جشن کافر تولد و طومار مرموز گرفته تا ملاقاتشان با پگ ایمی و واگ و سفرشان به سرزمین فراری، دعا نویسی برای او تعریف کرد. ۲۵۸ کابومپو با اخم و لرزان کنار فرشتگان ایستاده بود. او از پرنسس اُز بسیار ناامید شده بود. احساس میکرد که پرنسس هیچ درک درستی از اهمیت او یا پمپا ندارد.
بالاخره صدا زد: «من میروم پگ را گلباف پیدا کنم.» در حالی که با غرور از دیدرس ناپدید میشد، زیر ابجد لب خس خس میکرد و میگفت: «او از همه شما عاقلتر است.» مقدس اوزما هر دو دستش را روی مذهب سرش گذاشت وقتی پومپا اجرایش را تمام کرد و شیطان واقعاً همین برای گیج کردن هر پریای کافی بود. طومار، عروسکهای چوبی زنده، یک خرگوش غولپیکر، یک جادوگر مرموز که تهدید به ناپدید شدن میکرد و استفادهی شرورانهی راگدو از جعبهی جادوی ترکیبی. حاکم کوچک اُز فریاد حرز زد: «خدای من! کاش مترسک برمیگشت. او آنقدر باهوش است که
ارواح مطمئنم میتواند به ما کمک کند؛ اما اول بهتر است جعبهی جادو را برای من بیاوری.» پمپا به آرامی بلند شد و طلسم تمام بطریها و جعبههای کوچکی را که هنگام کوبیدن راگدو توسط واگ علوم غریبه بیرون ریخته بودند، جمع کرد و آنها را دوباره داخل تابوت گذاشت و به اوزما داد. اوزما نیز مانند دعانویس دیگران با کنجکاوی محتویات تابوت را بررسی کرد. عصاره در حال انبساط تنها چیزی بود که کم بود، زیرا راگدو تمام بطری را روی سرش ریخته بود. به نظر اوزما، جعبه سوال، شگفتانگیزترین جادوی گلگ بود. ۲۵۹ او با هیجان فریاد زد: «چرا،
تنها فاضل آباد کاری که باید بکنیم این است که سوالات این جعبه را بپرسیم. آیا قصر دعانویس من به شهر زمرد رسیده است؟» او نفس زنان پرسید. پمپا گفت: «سه بار تکانش بده.» در حالی که اوزما بیهوده کیمیاگری به دنبال جواب میگشت. جعبه پس از سومین تکان گفت: «بله.» و اوزما با آسودگی آهی کشید. او با کمی خجالت گفت: «گمان میکنم پرسیدی که آیا من همان پرنسسِ اصیلِ ذکر شده در طومار هستم یا نه؟» شاهزاده سرش را تکان داد. ابطال کردن جادو پمپا با لحنی جدی گفت: «بدون پرسیدن میدانستم.» اوزما شیاطین با ناباوری نفس نفس زنان گفت: دعا
«منظورت این است که هرگز چنین چیزی نپرسیده دعا بودی؟» طلسمات «چرا، از تو تعجب میکنم.» و قبل از اینکه پومپا بتواند اعتراضی کند، جعبه کوچک را به سرعت تکان داد. با نگرانی علوم غریبه پرسید: «شاهزاده خانمی که پومپا باید با او ازدواج کند
زده باشد، از آسمان بیرون زده است. در این زمان همه داشتند میخندیدند دین و تامی والترز در حالی که از خوشحالی میلرزید، به اسلحه تکیه داده بود. آرچر در حالی که پشت یک ستون قایم میشد، گفت: «حالا به آن طرف لیوان نگاه کن.» تام، با گیجی، اطاعت کرد و یک نخ کبریت بیرون کشید. آرچر با خوشحالی گفت: «برچسب؛ تو خودت هستی؛ دورش نینداز.» تام با خندهای شیطنتآمیز گفت: «چرا که نه؟» آرچرِ سرکش در حالی که آن را با یک تکه روبان بچگانه به دکمهی لباس تام میبست، گفت: «چون باید آن را با مشرکان روبان بپوشی.
تو خیلی راحتی، اسلیدی!» تام گفت: «همیشه همینطور بودم.» سوق والترز خندید و گفت: «باید قدیس نگران باشی. همه آنها باید از جادوگر این بابت حمایت کنند.» وقتی تام به اتاق بیسیم برگشت، فرشتگان کتل، اپراتور، با لبخندی حاکی از آگاهی به نشان نگاه کرد.۱۵۵ «گیج دعا شدهای، آره؟» کافران گفت. «فکر میکردم علوم غریبه الان به آرچر رسیدهای.» تام گفت: «همیشه میتوانم به راحتی از من دلبری کنم.» کتل گفت: «این یه حقه قدیمیه. مگه جادو نمیدونی که ما تا دوشنبه جفر تو منطقه خطر نیستیم؟» تام گفت: «اصلاً به این موضوع فکر نکرده بودم.» کتل خندید و گفت: «کار
تو خیلی سادهست. وقتی وارد منطقه بشی، خودت میفهمی.» و به رمل این ترتیب تام متوجه شد که صبح زود دوشنبه، وقتی در مسیر صبحانه از روی عرشه عبور میکرد، متوجه چند نفر شد که جلیقه نجات به تن داشتند. آنها دست و پا جادو سیاه چلفتی و مسخره به نظر میرسیدند، و اگر ماجرا کمتر جدی پیشینه تاریخی بود، حتی طلسمات هوشیاری تام هم باید در برابر ظاهر خندهدار آنها کافر تسلیم میشد. همینطور که رد میشد، متوجه شد جفت روحی که اعضای خدمه قایقهای نجات، پوششهای برزنتی را برمیدارند و وقتی این پوششها برداشته شدند، دید که دعا قایقها از قبل
پر شدهاند و هر کدام یک بشکه و یک جعبه چوبی دعانویس بزرگ داشتند. یکی از دعا اعضای خدمه، نرده طنابی که قلمرو کوچک خدمه توپچی را مسدود میکرد، گشت میزد و حالا هیچ کس نمیتوانست به آنجا تجاوز کند. تام از دور میتوانست بیلی ساندی را ببیند که کاملاً بدون هیچ اثری طلسم از پوشش برزنتی نمایان شده بود و پسرهایی که لباس خاکی پوشیده بودند، اطراف را بررسی میکردند.۱۵۶با لیوانهایشان از هر طرف آب میچکید. این کار تمام روز ادامه داشت، و یک یا دو بار گنبد کاووس که با عجله در امتداد عرشه به آنها برخورد ابطال کردن جادو کرد،
به سختی او را شناختند. کتل، سید و حاجی طبق معمول دعانویس دعاگر آرام، تمام روز را در حالی که گیرندهها را روشن کرده بود، پشت قفسهی ابزارها نشست و ناهارش را همانجا خورد. تام جای خوابش را که عادت داشت اوقات فراغتش را در آن به مطالعه بگذراند، رها کرد و نزدیک تلفن ماند، جایی که ارتباطش با پل ارتباطی قطع نمیشد. روز پر از دلهره شماره ملا و اضطرابی بود. افسران کشتی با چهرههای جدی و نگاههایی حاکی از مسئولیت سنگین، با عجله به این سو و آن سو میرفتند. در طول روز، دو بار مانور اضطراری انجام شد، قایقها پر
و خالی شدند و تجهیزات آزمایش شدند، و صدای دلگیر بلندگوی روی جادو سیاه عرشه به گوش میرسید. و با فرا متون کهن رسیدن شب، فریادهای مداوم دیدهبانان از جایگاههای بادخیزشان و صدای دعانویس پاسخ در تاریکی، صدایی شوم و شیاطین بدشگون علوم غریبه داشت که حتی بیحسی همیشگی تام را نیز به لرزه درآورد و او را نگران و بیقرار کرد. در حالی که کشتی به آرامی در مسیر خود پیش میرفت، هیچ نوری در آن نبود و شیطانی گروههای کوچکی از مردم اینجا و آنجا در تاریکی ایستاده بودند.۱۵۷ با مقدس کمربندهای نجات دست کلیسا و پا گیرشان، به طرز آزادشهر
عجیبی بدشکل به نظر میرسیدند. در امتداد عرشه، وقتی تام از شام برمیگشت، شامی که عبادت کردن پشت دریچههای بسته و با تنها یک نور کمسو سرو شده بود، آقای کان را دید که با همان طرز راه رفتن همیشگیاش، ارواح بدون هیچ نشانهای از کمربند نجات، اما با سیگار برگ دعا همیشگیاش که در تاریکی به سختی دیده میشد، حاجت گرفتن قدم میزد. با خوشحالی گفت: «سلام، تامی.» چیزی، شاید آن تنشی که روحیه همه سرنشینان کشتی را فرا گرفته بود و حتی او را نیز شیاطین تحت تأثیر قرار داده بود، او را بر آن داشت تا لحظهای مکث کند
و با تام صحبت کند. او در آن تنهایی تاریک به نرده تکیه داده بود، رفتار آرام او در تضاد عجیبی با تاریکی دعانویس شوم و باد فرشتگان شدید و فضای عمومیِ تعلیق بود. «کمربند نجاتت کجاست، تامی؟» تام گفت: «نمیخواهم با یکی
کنید، طوری که حتی یک سنگ هم روی سنگ دیگر باقی نماند!» در حالی که جنگجویان مشغول این کار بودند، به شاهزاده جوان برمیگردیم توسل که وقتی مه کنار رفت و خورشید بیرون آمد، از طلسم خواب بیدار شد و شروع به پایین آمدن از جایگاهش در سیمین شهر درخت کرد. اما فریادهای وحشتناک مردم، که با دعانویس فریادهای جنگجویان گستاخ در هم آمیخته بود، باعث شد مکث کند قدیس و با اشتیاق گوش دهد. سپس او به سرعت از درخت، بسیار بالاتر از سکوی خود، به بالاترین شاخههای تابدار بالا رفت. این درخت که اینگا آن را درخت خودش مینامید،
کمی بلندتر احضار از درختان دیگر اطرافش بود و وقتی به بالای آن رسید، برگها را کنار زد و ناوگان بزرگی از قایقها را در ساحل دید - قایقهای عجیب و غریب، کافر شیاطین با پرچمهایی که قبلاً هرگز ندیده بود. وقتی برگشت تا به کاخ پدرش نگاه کند، آن را در محاصره انبوهی از دشمنان یافت. آنگاه اینگا منوجان حقیقت را دانست: اینکه جزیره توسط جنگجویان وحشی از شمال دعانویس مورد حمله قرار تعویذ گرفته است. او فرشته از وحشت همه چیز چنان بیهوش شد که اگر دستانش را دور شاخهای نمیپیچید و محکم به آن نمیچسبید تا سرگیجهاش
از بین برود، ممکن بود بیفتد. سپس با کمربندش خود را به شاخه بست و دوباره جرات کرد سید و حاجی از میان برگها به بیرون نگاه کند. جنگجویان اکنون مشغول حمل پادشاه کیتیکوت و ملکه گری و سایر اسیرانشان به قایقها بودند، جایی که آنها را به داخل قایق انداخته و دین به زنجیر میکشیدند. این منظره برای شاهزاده وحشتناک بود، عبادت کردن اما او کاملاً بیحرکت نشسته بود و خود را در میان شاخههای پربرگ اطرافش از دید هیچکس پنهان کرده بود. اینگا به خوبی میدانست که نمیتواند هیچ کاری برای کمک به والدین عزیزش دعا انجام دهد و اگر پایین
بیاید، فقط مجبور خواهد شد سرنوشت بیرحمانه آنها را به اشتراک بگذارد. اکنون صفوفی از مردمان شمالی از میان قایقها دعانویس و حرز کاخ عبور میکردند و اثاثیه گرانبها، پارچههای باشکوه جادوگر و زیورآلات کمیابی را که کاخ سلطنتی به غارت رفته بود، به همراه غذا و غنایم دیگری که میتوانستند به دست آورند، حمل میکردند. پس از این، مردان ریگوس و کورگوس طنابهایی ارواح طلسم را دعا به دور گنبدها و برجهای مرمرین انداختند و صدها جنگجو این طنابها همزاد را کشیدند تا اینکه گنبدها و برجها فرو دوگنبدان ریختند پیشینه تاریخی و به ویرانهای بر روی زمین تبدیل شدند.
دعانویس سپس خود دیوارها نیز جفت روحی فرو ریختند، تا جایی که از گمیشان کاخ زیبا چیزی جز انبوهی از بلوکهای مرمر سفید که بر روی زمین ریخته و پراکنده دعا شده بودند، باقی نماند. شاهزاده اینگا در حالی که ویرانی طلسم نویس خانهاش را تماشا میکرد، اشکهای رمل تلخی از غم ریخت؛ جادو سیاه با این حال، او قادر به جلوگیری از این ویرانی نبود. هنگامی که کاخ ویران شد، برخی از جنگجویان سوار قایقهای خود شدند و در امتداد ساحل جزیره پارو زدند، در حالی که دیگران در یک صف بزرگ در امتداد خود جزیره راهپیمایی کردند. تعداد آنها آنقدر زیاد
بود روح که خطی طلسم از ساحل تا ساحل تشکیل دادند و هر خانهای را که دعا به آن میرسیدند، ویران میکردند و هر ساکنی را به اسارت میگرفتند. صیادان مروارید که در انتهای پایین جزیره زندگی میکردند، سعی کردند با قایقهای خود فرار کنند، اما خیلی زود گرفتار شدند و مانند دیگران به اسارت درآمدند. هیچ تلاشی برای مقاومت در برابر دشمن صورت نگرفت، زیرا نیزهها و نیزهها جادو و شمشیرهای تیز مهاجمان، قلب مردم بیدفاع پینگاری را که تنها سلاحشان چنگکهای صدفشان بود، به وحشت انداخته دعانویس بود. وقتی شب فرا رسید، شیاطین تمام جزیره پینگاری توسط مردان
شمال فتح شده بود و تمام مردم آن برده فرشتگان فاتحان بودند. صبح روز بعد، مردان ریگوس و طلسم کورگوس، که دیگر قادر به شرارت نبودند، از صحنه پیروزی خود خارج شدند و زندانیان خود را نیز با خود بردند و هر قایقی را که در جزیره یافت ابطال کردن جادو میشد، با خود بردند. بسیاری از قایقها را با غنایم غنی، مروارید و ابریشم و مخمل، زیورآلات نقره و طلا و تمام گنجینههایی که پینگاری را فرشتگان به عنوان یکی از ثروتمندترین پادشاهیهای جهان مشهور کرده بود، پر کرده بودند. و صدها بردهای که مقدس اسیر کرده بودند، در معادن ریگوس
و مزارع غلات کورگوس به کار گمارده شدند. پیروزی شمالیها چنان فرشتگان کامل بود که جای تعجب نیست که جنگجویان هنگام بازگشت به خانههایشان سرود پیروزی سر میدادند. پاداشهای بزرگی در انتظارشان بود وقتی که نتایج حمله و فتح اقیانوسی خود را به پادشاه
مکعبهای متغیرها هستند. بدتر از آن، گرمای تابش شده از فوتوسفر خورشید نه به عبادت کردن مقدس صورت مربع یا شیاطین مکعب، بلکه به صورت توان چهارم دمای مطلق آن تغییر میکند. محاسبات بردمن صرفاً تئوری نماز خواندن نبودند. دادهها از خود خورشید گرفته شده بودند، جادو جایی که تنها در کهکشان، توسل اندازهگیریهای روزانه سید و حاجی اجنه غیر مسلمان ثابت خورشیدی به مدت موکل جن سیصد سال وجود داشت. بقیه استنتاجهای او طلسم نیز در نهایت بر اساس مشاهدات زمینی بود. اکثر دادههای علمی برای دستیابی به پیوستگی کافی باید به زمین ارجاع داده میشدند. و هیچ شکی در مورد دادههای لکههای خورشیدی وجود نداشت،
زیرا خورشید و لانی از یک نوع و تقریباً با اندازه برابر بودند. با استفاده از ارقام مربوط به شماره ملا وضعیت فعلی، بردمن با اکراه به این واقعیت رسید که در اینجا، در این دنیای از قبل یخ زده، دما به تدریج کاهش مییابد تا زمانی که CO 2 از جو خارج شود. وقتی این اتفاق افتاد، دما به شدت کاهش ذکر مییابد تا زمانی که هیچ شیطان تفاوت قابل توجهی بین آن و فضای خالی وجود نداشته شیاطین باشد. این دی اکسید کربن است که قروه متون کهن مسئول اثر گلخانهای است، که در آن یک سیاره فقط در دمایی
بالاتر از دعا محیط اطراف خود در تعادل حرارتی قرار دارد، زیرا یک گلخانه در نور خورشید گرمتر از هوای بیرون قدیس است. اثر گلخانهای به زودی در دنیای مستعمره از بین میرفت. وقتی روانسر که در سیاره مادر از بین رفت... بردمن با خودش فکر کرد، اگر ریکی وقتی کشتی نقشهبرداری بیاید نرود، من از خدمت استعفا میدهم. اگر قرار باشد بمانم، مجبورم این کار را بکنم. و تا وقتی او نرود، من هم نمیروم. بردمن با بیاحترامی گفت: «اگر میخواهی بیایی، اشکالی ندارد.» او منتظر ماند تا ریکی لباسهای ضخیم و علوم غریبه سردی ابجد را که در طول
روز برای بیرون رفتن لازم بود و در دعا شب دو برابر ضروری بود، بپوشد. چکمههای سنگینی با کفیهای عایق چند سانتیمتری وجود داشت که به صورت یک تکه با شلوارهای چندلایه دوخته شده بودند. یک تونیک رویی عایق و پفدار با کلاه و دستکش که بخشی از آستینها بودند، نیز وجود داشت. وقتی کنار هم در اتاق قفل سرد ایستادند، گفت: «هیچکس شبها بیرون نمیرود.» «بله،» به او گفت. «میخواهم چیزی بفهمم.» در بیرونی باز شد و او بیرون رفت. دستش طلسم را برای او جادو سیاه گرفت، زیرا پلهها و راهرو دیگر گرم نبودند. حالا آنها با بروات لایهای
نازک از چیزی پوشیده شده بودند که برفک نبود، بلکه راور شکوفهای ضعیف از پودر بود - بلورهای برف میکروسکوپی که در اثر سرمای دعا غیرقابل فرشتگان تحمل شب از هوا کافران فرشتگان منجمد شده بودند. البته ماه نبود، اما کوههای پوشیده از یخ، درخشش حاجت گرفتن ضعیفی داشتند. بدنههای پهپادها که با نظم خاصی چیده شده بودند، در مقابل زمین یخزده تیره به نظر میرسیدند. سکوت، سکون، حس آرامش باستانی وجود داشت. هیچ بادی در هیچ کجا نمیوزید. هیچ چیز حرکت نمیکرد، هیچ چیز زندهای نبود. بیصدایی برای ترکاندن پرده گوش کافی بود. بردمن سرش را عقب انداخت و مدت
زیادی به آسمان خیره نسخ خطی شد. هیچی. به ریکی نگاه کرد. علوم غریبه او دعاگر دستور داد: «به آسمان نگاه کن.» چشمانش را بالا آورد. داشت او را تماشا میکرد. اما جفر فرشته همین که به بالا خیره شد، نزدیک بود فریاد بزند. آسمان پر از ستارههایی با تنوع بیشمار بود. اما ستارههای درخشانتر، چنان بودند که قبلاً هرگز دیده نشده بودند. درست همانطور که خورشید در روشنایی دعانویس روز با سگهای خورشیدیاش - اشباح کمرنگی از خود که در اطرافش میچرخیدند - همراه بود، خورشیدهای درخشانتر و دوردستتر نیز اکنون از مرکز حلقههایی از تصاویر خودشان میدرخشیدند. آنها دیگر ظاهری
تصادفی نداشتند. آنهایی که از همه متمایزتر بودند، خود الگوهایی در خود داشتند و چشمان انسان به جفت روحی طور دعانویس غریزی تلاش میکرد تا الگوی همزاد بزرگتری را که چنین مصنوعات به ظاهر بدیعی باید به آن تعلق داشته باشند، درک کند. ریکی به آرامی فریاد زد: «اوه—چه زیباست!» «نگاه کن!» او اصرار کرد. «به نگاه کردن ادامه بده!» او همچنان خیره نگاه میکرد و چشمانش را کافر با احضار امیدواری به اطراف میچرخاند. منظرهای بود که هیچکس نمیتوانست تصور کند. هر رنگ و هر ته رنگی، هر درجه روشنایی ممکنی پدیدار شد. دعانویس و گروههایی از ستارگان با درخشندگی
یکسان وجود داشتند که تقریباً مثلث میسازند، اما نه کاملاً. ستارگانی به رنگ صورتی طلسم وجود داشتند که تقریباً کمان تشکیل میدادند، اما این کار را نمیکردند. و آرایههایی وجود داشتند که تقریباً خط بودند و تقریباً مربع و چندضلعی تشکیل میدادند، اما هرگز
وینکی پیر، که یونیفرمی از پارچه نقرهای به تن داشت، جلو آمد تا به آنها کمک کند پیاده شوند. مترسک به این شخص گفت: «فوراً ما را به اربابت، امپراتور، نشان بده.» مرد با شرمندگی به یکی از اعضای گروه نگاه کرد و بالاخره دعا پاسخ کافر داد: دین «متاسفم که باید از شما خواهش کنم مدتی صبر کنید. امپراتور امروز صبح پذیرای شما کلیسا نیست.» [صفحه ۱۱۷] مترسک با نگرانی پرسید: «چطور شده؟ امیدوارم اتفاقی برایش نیفتاده دعا باشد.» مرد پاسخ داد: «اوه، نه؛ چیز جدیای نیست. اما امروز دعاگر روز آرایش و دعا نویسی پیرایش اعلیحضرت است و همین
الان حضور باشکوه ایشان با پماد پوتز به تعویذ طور غلیظی آغشته شده است.» مترسک که حسابی مطمئن شده بود، فریاد زد: «اوه، فهمیدم! دوست من همیشه دوست داشت شیکپوش باشد، و فکر میکنم حالا بیشتر از همیشه به ظاهرش شیاطین افتخار میکند.» دعا مرد با تعظیمی مودبانه گفت: «واقعاً همینطور است. امپراتور قدرتمند ما اخیراً خودش را با نیکل آبکاری کرده است.» مترسک با شنیدن این حرف فریاد زد: «خدای من! اگر هوش و ذکاوت او هم همین فرشتگان جلا را دارد، پس چقدر باید اعمال صالح درخشان علوم غریبه باشد! اما ما را به داخل بیاورید - مطمئنم ابطال کردن جادو امپراتور
حتی در وضعیت فعلیاش ما را خواهد پذیرفت.» مرد مقدس گفت: «دولت امپراتور همیشه باشکوه است. اما من جرأت میکنم ورود فرشتگان شما احضار را به او اطلاع دهم اجنه غیر مسلمان و از او در دعانویس مورد شما دستور خواهم گرفت.» بنابراین گروه به دنبال کیمیاگری خدمتکار وارد یک اتاق انتظار باشکوه شدند و اسب ارهای با قدمهای ناشیانه به دنبال آنها رفت، بدون اینکه علوم غریبه بداند از اسب انتظار میرود بیرون بماند. [صفحه ۱۱۸] مسافران در ابجد ابتدا تا حدودی دعانویس از محیط اطرافشان شگفتزده شدند دعانویس و حتی مترسک نیز با بررسی پردههای نفیس پارچه نقرهای که با جادو
گرههایی به هم گره خورده و با تبرهای نقرهای کوچک بسته شده بودند، تحت دعا تأثیر قرار گرفت. روی یک میز وسط زیبا، یک روغندان نقرهای بزرگ قرار داشت که صحنههایی از ماجراهای گذشتهی مرد جنگلی، دوروتی، شیر بزدل و مترسک به شیطان طرز غنیای حکاکی شده توسل بود: خطوط حکاکی روی نقره با طلای زرد کشیده شده بود. روی دیوارها چندین پرتره آویزان بود که به نظر میرسید تصویر مترسک برجستهترین و با دقت اجرا شدهترین آنها باشد، در حالی که یک نقاشی بزرگ کافران از جادوگر معروف شهر اُز، در طلسم حال اهدای قلب به مرد جنگلی، تقریباً
تمام انتهای اتاق را پوشانده بود. در حالی که بازدیدکنندگان با تحسین خاموش به این چیزها خیره شده بودند، ناگهان صدای بلندی فرشته از اتاق کناری شنیدند که فریاد میزد: «خب! خب! خب! چه سورپرایز بزرگی!» و سپس در با شدت باز شد و نیک چاپر به میان آنها دوید و مترسک را در آغوشی محکم و پر از محبت گرفت که باعث چین و چروکهای زیادی در چهرهاش شد. بافت «دوست قدیمی عزیزم! رفیق بزرگوارم!» جنگلبان حلبی با شادی فریاد زد: «چقدر از دیدار دوبارهات خوشحالم!» [صفحه ۱۱۹] آق قلا مترسک را در آغوشی محکم و پر از محبت گرفت.
[صفحه ۱۲۰] و سپس مترسک را رها کرد و در حالی که او چهرهی نقاشیشدهی محبوبش را بررسی میکرد، او را در بیجار فاصلهی یک دست نگه پیشینه تاریخی داشت. اما افسوس! صورت مترسک و بسیاری از قسمتهای بدنش لکههای بزرگی از پماد پوتز داشت؛ زیرا جنگلبان حلبی، در اشتیاق استقبال از دوستش، وضعیت توالت خود را کاملاً فراموش کرده و پوشش ضخیم پماد را از بدن خود به بدن رفیقش مالیده بود. مترسک با اندوه گفت: «خدای من! چه گرفتاریای دارم!» هیزمشکن حلبی جواب داد: «بیخیال، دوست من، تو را به رختشویخانهی سلطنتیام میفرستم، و مثل روز اول خوب از
آب در میآیی.» مترسک پرسید: «مگر تکه تکه نمیشوم؟» «نه، در واقع!» پاسخ داده شد. «اما به دهگلان من بگویید، اعلیحضرت چطور به اینجا آمدند؟ و همراهان شما چه کسانی هستند؟» مترسک، با ادب فراوان، تیپ و جک کله کدو را معرفی کرد و به نظر میرسید که شخصیت دوم، توجه هیزمشکن حلبی را به شدت رمال جلب کرده است. امپراتور گفت: «باید اعتراف کنم که شما خیلی تنومند نیستید، اما مطمئناً غیرمعمول هستید و بنابراین شایستهی عضویت در انجمن برگزیدهی ما هستید.» جک فرشتگان با فروتنی گفت: «از اعلیحضرت سپاسگزارم.» [صفحه ۱۲۱] مرد جنگلی مقدس ادامه داد: «امیدوارم شیاطین
از سلامتی کامل برخوردار مشرکان باشید؟» کلهکدو با آهی پاسخ داد: «در حال حاضر، نماز خواندن بله؛ شماره ملا جادو سیاه اما من دائماً در وحشت روزی هستم که خرابکاری کنم.» امپراتور با لحنی مهربان و دلسوز گفت: «مزخرف است! التماس میکنم، آفتاب امروز را با رگبارهای
زرده تخممرغ را آنقدر هم بزنید تا کف کند. سپس شیر را به آن اضافه کنید و کمی هم بزنید. در صورتی که دوست داشته باشید، میتوانید یک قاشق چایخوری گلاب به ترکیبات اضافه کنید. تونیک را روی موهایتان بمالید و بگذارید به مدت 10 تا 15 دقیقه روی موهایتان بماند. سپس با آب ولرم موهایتان را بشویید.
اینها را با یکدیگر مخلوط کرده و به آرامی به موهایتان بمالید، سعی کنید از انتهای موها شروع کرده و بالا بیایید تا زمانی که تمام تارهای موهایتان پوشش داده شود. بگزارید ماسک نیم ساعت یا بیشتر روی موهایتان بماند، سپس موهایتان را بشویید. این ماسک به تنهایی نمیتواند شکستگی موها را التیام ببخشد، اما تا زمانی که برای خرد کردن موها به آرایشگرتان مراجعه کنید بطور موثری ظاهر کلی موهایتان را بهبود میبخشد.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک شیر و عسل
استفاده از شیر و عسل ممکن است چند صد سال پیش خیلی لوکس بوده باشد، اما یک زن امروزی هر زمانی که دلش بخواهد از آن استفاده می کند. اگر موهای شما خشک است، با یک بار استفاده از این ماسک قطعا خواهید خواست که بصورت افراطی هر یک یا دو هفته از آن استفاده کنید. یک یا دو قاشق غذاخوری عسل را در یک نصف فنجان یا یک فنجان کامل شیر پرچرب (در دمای اتاق) مخلوط نمایید.
مخلوط را خوب بهم بزنید تا عسل کاملا حل شود، سپس به دقت آنرا روی موهای خود ریخته و مطمئن شوید تا تمام موهایتان را پوشانده است. من معمولا اجازه میدهم تا این ماسک یک ساعت روی موهایم بماند، سپس با شامپوی همیشگی ام آنرا میشویم. این ماسک فوقالعاده، موهای شما را سنگین یا چرب نمیکند، بلکه به آن نرمی و درخشندگی اعجاب انگیزی میبخشد
کامل ترین آموزش انواع ماسک موی خانگی برای شما
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک تقویتی برای موهای نازک و شکننده
آنچه لازم دارید:
- یک قاشق غذاخوری جو پختهشده و لهشده
- یک قاشق چایخوری روغن کرچک یا روغن بادام
- یک قاشق چایخوری شیر
- یک قاشق چایخوری ویتامین A یا ویتامین D (میتوانید آنرا از کپسول یا آمپول تهیه کنید).
مواد را مخلوط کنید و روی تمام موهایتان بمالید. بگذارید ماسک به مدت چهار ساعت بماند سپس موهایتان را خوب بشویید
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک ضدشوره مو
آنچه لازم دارید:
عدد حبه سیر
- یک قاشق غذاخوری روغن زیتون
سیر و روغن زیتون را در مخلوطکن ریخته و مخلوط کنید سپس آنرا در ظرفی ریخته و در ماکروفر به مدت 20 ثانیه گرم کنید. ماسک را روی موهایتان بمالید و ریشههای مو را ماساژ دهید سپس موهایتان را با حوله گرمی بپوشانید. بگذارید ماسک به مدت یک ساعت بماند و بعد موهایتان را با شامپو بشویید. این ماسک را هفتهای دو بار استفاده کنید تا نتیجه رضایتبخش حاصل شود.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک تقویتی برای موهای چرب
yektanet.com
آنچه لازم دارید:
- 5 قاشق غذاخوری ماست
- یک قاشق غذاخوری جوششیرین
- یک قاشق غذاخوری آبلیموی تازه
مواد را با یکدیگر مخلوط کنید و روی موها بمالید. سعی کنید ترکیب را بیشتر روی ریشه موها استفاده کنید. بگذارید ماسک به مدت 40 دقیقه روی موهایتان باشد سپس آنرا بشویید. موهایتان را فقط با آب بشویید. این ماسک را هفتهای یکبار استفاده کنید.
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک مو با عسل، روغن زیتون و سرکه برای براقشدن موهایتان
آنچه لازم دارید:
2- قاشق غذاخوری عسل
- یک قاشق غذاخوری روغن زیتون یا روغن بادام
- یک قاشق غذاخوری سرکه سیب
مواد را مخلوط کرده و قبل از شستوشو، روی موهایتان بمالید و با شانهزدن مواد را از ریشه به سمت نوک موها هدایت کنید. تونیک را بهمدت یک ساعت روی موهایتان بگذارید، سپس موهایتان را بشویید.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک تقویتی ریشههای مو
آنچه لازم دارید:
- یک عدد زرده تخممرغ
2- قاشق غذاخوری روغن کرچک
- یک قاشق غذاخوری پودر ویتامین A (شما میتوانید چند عدد کپسول ویتامین A را پودر کنید)
تمام مواد را مخلوط کنید و روی موها بمالید. کمی ریشه موهایتان را ماساژ دهید و بگذارید ماسک به مدت دو ساعت روی موهایتان بماند سپس آنرا با آب ولرم بشویید. این ماسک برای جلوگیری از ریزش مو نیز مفید است.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک مو برای رفع شوره سر و جلوگیری از آن
آنچه لازم دارید:
- 3 قاشق غذاخوی سرکه سیب
- یک قاشق غذاخوری روغن زیتون
سرکه و روغن زیتون را مخلوط کنید. ابتدا موهایتان را خوب با شامپو بشویید سپس مخلوط را روی موها بمالید و بگذارید 10 تا 15 دقیقه بماند. بعد موهایتان را با آب ولرم بشویید سپس با آب سرد آبکشی کنید.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک عسل برای موهای آسیبدیده شما
آنچه لازم دارید:
- مخلوط 2 قاشق غذاخوری عسل و روغن کرچک
- یک عدد زرده تخممرغ
- یک عدد آمپول ویتامین A یا ویتامین D
تمام مواد را خوب مخلوط کنید تا بهصورت مایعی یکنواخت شود. ماسک را روی ریشه موهایتان بمالید و به آرامی به کمک شانه مواد را به سمت نوک موها هدایت کنید. موهایتان را با کلاه پلاستیکی بپوشانید و بگذارید به مدت دو ساعت بماند سپس موهایتان را با آب ولرم بشویید.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک مرطوبکننده موهای خشک
آنچه لازم دارید:
- یک فنجان ماست
- یک قاشق غذاخوری آبلیموی تازه
- یک عدد زرده تخممرغ
مواد را مخلوط کرده و روی موهایتان بمالید و بگذارید به مدت 20 دقیقه بماند سپس موهایتان را با شامپو و بعد از آن با نرمکننده بشویید.
آموزش انواع ماسک موی خانگی
آموزش انواع ماسک موی خانگی:ماسک ۳۰ دقیقهای برای انتهای موها
اگر موهای شما خیلی آسیب دیده، خشک و شکسته بنظر می آید و شما نمیتوانید بگویید که کجای موهایتان به شدت احتیاج به تغذیه دارد، ۳۰ دقیقه از عمرتان را صرف کنید و این ماسک را برای موهای خشکتان بسازید. شما به ۲ قاشق غذاخوری عسل، ۱ قاشق غذاخوری روغن بادام و ۱ قاشق غذاخوری سرکه سیب احتیاج دارید. اگر موهای بلندی دارید، میتوانید مقادیر اجزای ماسک را ۲ برابر کنید.
استفاده مکرر یا نادرست از رنگ موها، باعث آسیب موها و بروز موخوره می شود.
خشک و زبر شدن و شکنندگی موها نیز از آسیبهایی است که در اثر از بین رفتن چربی مو به وجود میآید.
استفاده مکرر از رنگ مو سبب ایجاد حساسیتهای پوستی، شوره سر، خارش و حتی قرمزی پوست سر میشود.
چنانچه مواد شیمیایی موجود در رنگ قوی باشد و فرد نسبت به این مواد حساسیت داشته باشد، ممکن است سوختگی در سر ایجاد شود که اثرات آن حتی میتواند تا آخر عمر باقی بماند.
رنگ کردن مو قدمتی دیرینه دارد. انسانها از زمانهای بسیار دور علاقه بسیاری به رنگ کردن موهایشان داشتهاند و با استفاده از گیاهانی مثل حنا موهایشان را رنگ میکردند. البته این علاقه تا امروز نیز ادامه یافته است.
تا چند سال پیش استفاده از رنگ موها به ویژه رنگموهای شیمیایی بیشتر در بین زنان و آن هم برای پوشاندن موهای سفید رواج داشت، اما متاسفانه امروزه استفاده از رنگ موهای شیمیایی در بین جوانان و نوجوانان نیز شایع شده که البته میتواند صدمات زیادی را هم به دنبال داشته باشد.
- هنگام استفاده از رنگ مو، از دستکش استفاده کنید.
- دستورالعمل روی بسته بندی رنگ مو را به دقت رعایت کنید.
- از مخلوط کردن دو نوع رنگ مو خودداری کنید؛ چرا که با این کار ممکن است واکنش شیمیایی اتفاق بیفتد و ماده خطرناک تازه ای پدید آید.
- قبل از هر بار استفاده از یک نوع رنگ مو، حتما کمی از آن را روی پوست دست تان امتحان کنید و در صورت عدم بروز واکنش حساسیتی مانند قرمزی و تحریک، آن را روی موها به کار ببرید.
- ابروها و مژه های خود را با رنگ موهای شیمیایی رنگ نکنید.
- سعی کنید رنگ کردن موها را تا حد امکان و تا زمانی که بالا رفتن سن، آنها را خاکستری کرده است، به تعویق بیندازید.
گرچه نمیتوان افراد را از رنگ کردن موها بازداشت و رنگ کردن مو لازم به نظر میرسد و نمیتوانید از آن صرفنظر کنید، پس دستکم به طور اصولی و درست از آن ها استفاده کنید و حتیالامکان از رنگهای گیاهی به جای رنگهای شیمیایی استفاده نمایید.
زمان نامناسب برای رنگ کردن موها
این موقع موهایتان را رنگ نکنید
رابطه استفاده زیاد از رنگ مو با سرطان
گاهی اوقات رنگ کردن مو سبب ایجاد آلرژی می شود که خارش و قرمزی پوست سر از آن جمله اند و در مواردی با سوزش نیز همراه است و گاهی اوقات حتی منجر به ورم می شود.
این موقع موهایتان را رنگ نکنید
توصیه های ویژه برای کاهش خطر
- هرگز رنگ مو را بیشتر از زمان تعیین شده، روی موهای خود نگه ندارید.
- بعد از طی مدت مقرر، حتما پوست سرتان را کاملا با آب بشویید.
تحقیقات نشان داده است استفاده بیش از 9 بار در سال از رنگ مو، خطر ابتلا به سرطان خون از نوع لنفوم را افزایش می دهد.
سرطان لنفوم در سیستم لنفاوی بدن رخ می دهد. سیستم لنفاوی شبکه ای از رگ هاست که بخشی از سیستم دفاعی بدن را تشکیل می دهد و سلول های ضدعفونت به نام لنفوسیت را جابجا و سلول های مرده را از بافت ها تخلیه می کند.
همچنین اگر رنگ کردن مو زیاد انجام شود، احتمال بروز سرطان مثانه را افزایش میدهد.
این موقع موهایتان را رنگ نکنید
رنگ کردن مو در دوران بارداری ممنوع
از آنجایی که تحقیقات در این زمینه هنوز تکمیل نشده است، نمیتوان ادعا کرد که صددرصد رنگ مو تاثیر مضری بر روی جنین دارد. اما همانطور که میدانید پوست کف سر میتواند مقداری از مواد شیمیایی موجود در رنگ را جذب کرده و وارد جریان خون کند
و از آنجایی که سه ماهه اول بارداری، زمان شکلگیری جنین بوده و جنین در این زمان بسیار حساس و آسیبپذیر است، پس به زنان باردار توصیه میشود تا پایان دوران بارداری از رنگهای شیمیایی استفاده نکنند، خصوصا در سه ماهه اول بارداری.
این رنگها میتوانند باعث سقط جنین شوند، لذا استفاده از آن در دوران بارداری به هیچ وجه توصیه نمیشود.
این موقع موهایتان را رنگ نکنید
سایر عوارض رنگ مو
اگر مژه هایتان در اثر ریمل زدن و یا فرموژه و یا وسایل آرایشی دیگری آسیب دیده است باید صبر کنید مجددا رشد کنند. این نکته را باید یاد آوری کنیم که طول مژه ژنتیکی است، راه های طبیعی خاصی برای تقویت مژه وجود دارد مثلا بیوتین به رشد سریع و تقویت مو کمک میکند.
برای تقویت مژه هایمان چکار کنیم؟
۵٫ مکمل های ویتامین E را امتحان کنید
ویتامین E به تسریع در رشد مژه کمک می کند. می توانید به صورت خارجی از یک لوسیون ویتامین E استفاده کنید و یا آنها را به صورت قرص و یا طبق نوع تجویز پزشک استفاده کنید.این روش نتایج بهتر و سریع تری خواهد داد.
برای تقویت مژه هایمان چکار کنیم؟
ویتامین B کمپلکس که در برخی غذاها یافت میشود.این ویتامین محلول در آب است در ساردین، گردو، بادام، مخمر آبجو، موز و غلات سبوس دار یافت می شود. علاوه بر این، می توان آن را در زرده تخم مرغ یافت
گفته می شود که زیبایی واقعی چشم ها، به مژه های آن برمی گردد. داشتن مژه هایی بلند، تیره و زیبا باعث می شود، چشم ها جذاب تر به نظر برسند.
به همین دلیل، خانم ها همیشه به دنبال لوازم آرایشی هستند که مژه های آنها را بلند تر و تیره تر نشان دهد. از جمله لوازم آرایشی که خانم ها بسیار از آن استفاده می کنند، می توان از ریمل نام برد.
ترفند های ساده برای تقویت مژه هایمان
۱٫ با شانه کوچک مژه ها را شانه بزنید
می توانید شانه های ظریفی پیدا کنید که برای شانه زدن مژه ها باشد. احتمالا هرگز به فکر شانه زدن مژه هایتان نبودید، ولی این یک روش ساده برای رشد آنها است.می توانید این کار را قبل از زدن ریمل انجام دهید.
برای تقویت مژه هایمان چکار کنیم؟
2. حتما آرایش چشم را پاک کنید
مراقبت از چشم به معنی استفاده از پاک کننده و آرایش نیست. شما باید آب زیاد نوشیده و غذاهای غنی از ویتامین A را در برنامه غذایی خود داشته باشید. قبل از خواب همیشه با یک پنبه و لوسیون پاک کننده آرایش چشم را پاک کنید.
برای تقویت مژه هایمان چکار کنیم؟
3. به مژه هایتان وازلین بزنید
تمام چیزی که نیاز دارید ضربه های سبک وازلین با یک پنبه و یا برس ریمل به مژه قبل از خواب است. این ترفند ساده به پرپشت و بلند شدن مژه کمک می کند. نتیجه آن در طی چند روز مشخص نمی شود ولی اگر مرتب این کار را انجام دهید متوجه تغییر آن خواهید شد.
برای تقویت مژه هایمان چکار کنیم؟
4. استفاده از روغن های طبیعی
روغن های طبیعی نه تنها برای رشد مو جادو می کنند بلکه به بلند شدن مژه ها نیز کمک می کنند. به گزارش پرشین وی می توانید از روغن زیتون، جوجوبا و کرچک حاوی ویتامین ، مواد معدنی و عوامل بلندکننده مو برای مرطوب کردن مژه ها استفاده کنید.
دومین علت کم پشتی موی صورت آقایان، کمبود هورمونهای مردانه است. کمبود هورمون مردانه (آندروژن) قبل از سن بلوغ در جنس مذکر باعث بروز علایمی ثانویه جنسی به طور ناقص / تناسب اسکلتی خواجه ای / آلت تناسلی کوچک / کوچک ماندن بیضه ها و تشکیل نشدن چین و چروک های خاص کیسه بیضه است .
در این حالت صدای فرد نازک می ماند و توده ی عضلانیش افزایش نمی یابد و قدرتش از حد طبیعی کمتر خواهد بود. نشانه های دیگری هم وجود دارد برای مثال موهای زیر بغل و عانه تنک و کم پشت و موهای صورت و سینه و بالای شکم و پشت بسیار کم هستند.
::استفاده از داروهای مالیدنی برای پرپشت شدن ریش و سبیل مثل روغن هفت گیاه یا روغن تقویتی مو که اکثر عطاری ها مخصوصا عطاریهای قدیمی و سنتی دارند.
::خوردن داروها یا تقویت کننده ها یا غذاهای گرم برای پرپشت شدن ریش و سبیل مثلا خوردن سبزی شنبلیله چون دارای هورمون است و برای پرپشت شدن ریش و سبیل بسیار مفید است یا مصرف قرص جینسنگ که داروخانه ها اکثرا دارند یا قرص اسید فولیک که خونساز هم هست یا خوردن غذاهایی مثل حلوایی که با روغن اصل کرمونشاهی درست شده یا خوردن تقویت کنندهایی مثل ارده و شیره کلا چیزهایی که طبع گرم داشته باشند و خونساز باشند و هورمون داشته باشند.
رشد ریش و سبیل آقایان موهای صورت یک پدیده ژنتیکی است که با هورمونهای جنسی ، باروری و سلامت جنسی فرد ارتباط دارد. در افرادی که رشد مو های صورت با تأخیر انجام می شود یا اصلآ رشد نمی کند ، نمی توان با دارو باعث رشد مو شد ، البته سن نیز تاثیر گذار است و معمولآ با افزایش سن این مو ها رشد خواهند کرد.
نکتهای که به اشتباه برای سالیان متوالی بصورت یک باور عمومی در آمده بود، پرپشت شدن ریش و سبیل و ضخیم شدن موها پس از تراشیدن است. کما اینکه اخیرا نیز در گزارشی علمی در نشریه پزشکی بریتانیا آمده است، باور به اینکه تراشیدن موی پا به سریعتر شدن رویش آن و رشد موهایی تیره تر و ضخیمتر منجر میشود، تنها توهم و خطای دید است. به گفته او نوک موهای تازه رشد کرده به دلیل تراشیده شدن، برشی خشن دارد که به ضخیمتر و تیرهتر دیده شدن آن کمک میکند.
دلایل کم پشتی ریش و سبیل و روش پرپشت کردن ریش و سبیل آقایان
روش پرپشت کردن ریش و سبیل آقایان
در اکثریت موارد با گرفتن شرح حال و معاینه بالینی میتوان به علت کم پشتی موی صورت آقایان پی برد. در مواردی ممکن است نیاز به بررسیهای تکمیلی مانند آزمایشات هورمونی ، ژنتیکی و یا نمونه برداری از پوست باشد. لازم به ذکر است در صورتیکه سایر صفات ثانویه جنسی مردانه ظاهر شده باشد الزاما نیازی به آزمایشات هورمونی نیست.
اگرچه رشد و توزیع فولیکول های مو در بدن افراد علاوه بر وضعیت هورمونی به متغیرهای ژنتیکی هم خیلی وابسته است ولی در مجموع برای بررسی تاثیر اختلالات هورمونی بر رشد ریش و سبیل، اول باید یک سری اقدامات تشخیصی را پشت سر بگذارید. هورمون تستوسترون و ال اچ شما اندازه گیری شود و حتی ممکن است انجام کاریوتایپ لازم باشد. به هرحال برای پرپشت شدن ریش و سبیل خود سرخود دارو مصرف نکنید. از داروهای گیاهی موضعی هم توقع معجزه نداشته باشید. به یک متخصص غدد مراجعه کنید.
دلایل کم پشتی ریش و سبیل و روش پرپشت کردن ریش و سبیل
تقویت ریش و سبیل
کلا افراد باهم متفاوتند چون ژنتیکهای افراد با هم متفاوت است بعضی ها پرمواند و به قول عوام مثل خرس می مانند بدین نحو که روی سینه اشان پر مو است روی بازوهایشان پرمو هست و همینطور روی کمر و پاهایشان و صورتشان هم بسیار پرمو است به حدی که تا روی گردنشان مو و ریش دارند.
صفحات اپیفیزیال استخوان های بلند همچنان به رشد خود ادامه می دهند و استخوان های بلند اندام فوقانی و تحتانی نسبت به اسکلت محوری بدن بلند تر می شوند. در مردان سفید پوست نسبت قسمت فوقانی بدن(از فرق سر تا عانه) به قسمت تحتانی بدن (از عانه تا کف زمین) بیشتر از ۱ است ولی در مورد فوق این نسبت کمتر از ۱ می شود. در مردان سفید پوست به طور طبیعی نسبت فاصله ی بین انگشتان دست ها در حالتی که اندام فوقانی از طرف پهلوها باز شده باشند به قد فرد حدود نود و دو در صد است ولی این نسبت در افراد خواجه حدود پنج سانتی متر یا بیشتر بلندتر از قد است.
جالب است بدانید اگر کمبود تستوسترون بعد از بلوغ نمایان شود بیمار فقط از کاهش میل جنسی و اختلال عملکرد جنسی و کاهش انرزی شکایت می کند. بیماران بالغی که دچار کمبود خفیف هورمون های مردانه می شوند موهای بدن یا صورت چندان تحت تاثیر قرار نمی گیرد زیرا پس از در امدن ریش فقط میزان اندکی اندروژن برای حفظ آن کافی است . به همین دلیل با این که رشد موهای صورت افرادی که از مذکر به مونث تغییر جنسیت میدهند و تحت درمان با هورمون های زنانه قرا می گیرند کمتر می شود اما در همه موارد باید برای از بین بردن موهای صورت از لیزر درمانی استفاده شود. البته در مواردی که فرد به مدت طولانی از هورمون های مردانه محروم باشد رشد موهای صورت کمتر می شود و نیاز به اصلاح کاهش می یابد.
دلایل کم پشتی ریش و سبیل و روش پرپشت کردن ریش و سبیل
علل طاسی ریش آقایان
به طور کلی علل طاسی ریش در آقایان به دو دسته کلی تقسیم میشود:
علل اکتسابی کم پشتی موی صورت آقایان
در اینگونه موارد موهای ریش و سبیل از ابتدا وجود دارد اما بعدا دچار ریزش میشوند. بیماریهای مختلفی و عوامل محیطی ممکن است باعث ریزش موی ناحیه ریش و سبیل شود. شامل آسیبهای فیزیکی مانند سوختگی ، سوانح ، بیماریهای قارچی ، ریزش موی سکه ای ، کندن موها توسط خود شخص ( تریکوتیلومانیا ) و بیماریهای رماتیسمی . بیماریهایی که پس از بلوغ دچار کاهش سطح هورمونهای بدن شوند دچار ریزش موهای ریش و سبیل نمیشوند . تنها سرعت رشد موها کاهش خواهد یافت.
علل اولیه کم پشتی موی صورت آقایان
در این موارد موها از ابتدا دچار رویش مو نمیشوند این علل شامل عدم تشکیل فولیکولهای مو به صورت مادرزادی . بیماریهای هورمونی قبل از بروز بلوغ و عدم وجود رسپتورهای گیرنده های هورمونی است . در بعضی خانواده ها شروع رشد موها در ناحیه صورت با تاخیر صورت میگیرد. به این معنی که بیماری پوستی وجود ندارد. فولیکولهای مو در دوران جنینی تشکیل شده اند اما رشد موها همزمان با بلوغ رشد نمیکند . اکثر این افراد سابقه تاخیر در رشد موهای صورت را در بستگان نزدیک خود دارند.
برخی هم کم مواند و سینه اشان مو ندارد ریش و سبیلشان نیز کم پشت و کمرنگ است اکثر این افراد فاصله فولیکویلهای ریششان خیلی زیاد است یعنی ریش هم که بلند میکنند ریششان کل کل خواهد بود.
و اما چه کنیم که هم ریش و سیبیلمان بسیار تو پر و پرپشت شود هم اینکه ریشمان گرچه شود گرچه یعنی ریشی که تا نزدیک چشم رشد میکند و هم اینکه سرعت رشد ریش و سبیلمان بیشتر شود و یا اینکه سینه امان پرمو شود. چند راه وجود دارد:
افراد کمی هستند که پوست کف سرشان خشک است و از خشکی بیش از اندازه موها رنج میبرند؛ برای این نوع از موها نیز شامپو و نرمکننده مخصوص موهای خشک توصیه میشود.
شامپو چند دقیقه روی موها بماند؟
اصلاً ضرورتی ندارد که شامپو روی مو باقی بماند. همان زمانی که برای شستوشوی موهایتان با ماساژ دادن شامپو روی آن صرف میکنید، کافی است و دیگر نمیخواهد شامپو را روی سرتان نگه دارید.
شستشوی صحیح موهای مختلف
اما کاندیشنرها باید مدت کمی روی مو بمانند و بعد آبکشی شوند. در مورد شامپوهای درمانی نیز لازم است شامپو به مدت 5-3 دقیقه برای اعمال اثر دارو روی سر باقی بماند و سپس آبکشی شود.
چقدر شامپوی چندکاره موثر است؟
اگر موهایتان به نرمکننده احتیاج دارد از یک حالتدهنده پس از شامپو استفاده کنید نه از یک شامپوی حاوی حالتدهنده. چراکه مشکل است یک شامپو 2 عمل کاملاً متضاد را با هم انجام دهد؛ موها را تمیز کند و در عین حال لایهای روی موها باقی بگذارد.
بهعلاوه این پسماندهها روی مو تجمع پیدا کرده و تشکیل چربی (Gareasis) میدهد. علاوه بر اینها گمان نکنید شامپویی که «غنی» و «غلیظ» تبلیغ شده، بهتر است.
شستشوی صحیح موهای مختلف
هدف تولیدکنندگان از افزودن مواد سفتکننده یا نرمکننده به فرآوردههای خود و غلیظ و غنی کردن آنها، زیباتر کردن شکل ظاهری فرآورده و بازاریابی آنهاست.
استفاده از شامپوهای گیاهی بهتر از شامپوهای شیمیایی است؟
این یک باور و ادعای علمی نیست، چون شامپوهای گیاهی هم دارای ترکیبات شیمیایی هستند. بد نیست بدانید که عصارهگیری از گیاهان بهمنظور تولید شامپو هم با روشهای شیمیایی صورت میگیرد، ضمن اینکه شیمیایی بودن یک محصول، بهخودیخود مذموم نیست و این کار (تهیه محصولات شیمیایی) هم یک نوع علم محسوب میشود.
شستشوی صحیح موهای مختلف
آیا شامپوی سیر برای درمان ریزش مو مفید است؟
همه ما میدانیم که سیر، برای درمان بسیاری از بیماریها مانند کاهش قند یا چربی خون مفید است. اما متاسفانه ما عادت داریم که یک ماده را همهکاره کنیم تا کارمان راحت شود!
در مورد شامپوی سیر هم همین حالت وجود دارد. مصرف این شامپو ضرری ندارد اما فایده چشمگیری هم برای استفاده از آن گزارش نشده است.
همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، برای اثبات اثربخشی یک کالا مانند شامپوی سیر، باید آزمونهای علمی کافی صورت بگیرد تا بتوان آن را تایید کرد.
شستشوی صحیح موهای مختلف
شامپوهای نارگیل، زیتون و بادام برای موهای خشک است؟
بله. بهطور کلی این نوع از شامپوها میتوانند برای افرادی که موهای خشکی دارند، مورد استفاده قرار بگیرند. برای پیشگیری از سرعت افزایش موخوره فقط لازم است موها از آن حالت خشکی شدید، خارج شوند و روش این کار (استفاده از روغن یا شامپو) دیگر به سلیقه و میل افراد بستگی دارد.
شستشوی صحیح موهای مختلف
کدام شامپوی گیاهی برای کدام مو؟
کسانی که موهایشان رطوبت کافی ندارد، میتوانند برای حفظ رطوبت مو از شامپوی آلوورا استفاده کنند یا آنهایی که موهایی زبر و خشن دارند، میتوانند مصرف شامپوی آووکادو را برای نرم کردن موها تجربه کنند.
شامپوی فلفل هم برای آن دسته از افرادی که پوست سر و موهایشان بیش از اندازه چرب است، میتواند مفید باشد چراکه تاحدی چربی پوست سر و مو را کاهش میدهد.
شستشوی صحیح موهای مختلف
حنا و شامپوی حنا برای تقویت موها مفید است؟
حنا به شرطی برای مو خاصیت دارد که تمیز و عاری از هرگونه آلودگی محیطی و قارچی باشد. اگر مواظب باشید که حنایتان آلوده نباشد و پوست و موی شما را مبتلا به انواع ناراحتیهای قارچی نکند، استفاده از آن اشکالی ندارد.
شامپوی حنا هم که چون در محیط استاندارد کارخانه تهیه میشود، آلودگی خاصی ندارد و شما میتوانید با خیال راحت آن را مصرف کنید.
شستشوی صحیح موهای مختلف
شامپوی بابونه برای جلوگیری از خارش موها مفید است؟
مطالعاتی هم برای اثبات این مسئله صورت گرفته و اثر ضدخارش بابونه و شامپوی آن مورد تایید قرار گرفته است.
شستشوی صحیح موهای مختلف
شامپوی جنسینگ جلوی سفید شدن موها را میگیرد؟
خیر. ادعا در مورد اثربخشی شامپوی جنسینگ یا قرص و شامپوی سلنیوم که میگویند جلوی سفید شدن موها را میگیرند، هنوز به اثبات نرسیده بنابراین نمیتوان آن را تایید کرد.
شستشوی صحیح موهای مختلف
شستشوی صحیح موهای مختلف
در این افراد تعداد دفعات شستوشو باید به حداقل کاهش یابد و اکیداً از شستوشو با آب داغ پرهیز شود، ضمناً از حجم مناسب شامپو هنگام شستوشو استفاده شود.
استفاده از شامپوهای کرمی یا روغنها و کرمهای تقویتکننده مو برای موهای خشک توصیه میشود. یادتان باشد شما هم باید بسیار آرام و بدون چنگ زدن و برس کشیدن موها پوست سر را بشویید.
موهای معمولی؛ یک روز درمیان
برای شستوشوی موهای معمولی، که پوست سر نه چرب و نه خشک است، بین روش شستوشوی موهای چرب و خشک عمل میشود. برای نگهداری این نوع مو بهتر است از شامپوهای مناسب برای موهای معمولی استفاده شود و به صورت یک روز در میان شستوشوی مو صورت پذیرد.
شستشوی صحیح موهای مختلف
موقع شستوشو باید موها را در کف دستها قرار داد و بهطور دورانی پوست کف سر را شست. این روش شستوشو یک قانون کلی است و کسانیکه از این روش پیروی کنند حداقل از نظر شستوشو ریزش غیرطبیعی نخواهند داشت.
موی آسیب دیده به دنبال اسیدیته شامپو
اگر موهای شما بر اثر مواد مختلف مثل مواد مش یا فر یا به هر دلیل دیگری، آسیب دیده یعنی بر اثر دستکاری بیش از حد دچار تخریب شده و پیوندهای گوگردی ساختمان آن تغییر کرده بهطوریکه دارای خشکی، زبری و عدم استحکام است، بهتر است به اسیدیته شامپو دقت کنید.
شستشوی صحیح موهای مختلف
اسیدیته شامپوها بین قلیایی متوسط تا اسیدی سبک تنظیم میشوند. شامپوهای خنثی یا شامپویی با اسیدیته سبک یعنی شامپوهایی با 6PH تا 7 مو را کمتر متورم کرده و لایه خارجی بهترین روش کاشت مو کوتیکولی مو را کمتر به هم میریزد.
شستشوی صحیح موهای مختلف
چقدر شامپو استفاده کنیم؟
این بستگی به حجم موهای هر فردی دارد. مثلاً آقایان که موی کوتاهتری دارند، حتی یکبار شامپو کردن هم برایشان کافی است .
شستشوی صحیح موهای مختلف
اما خانمهایی که موهایشان بلند است معمولاً با بار اول شامپو کردن، تنها آلودگیهای سطحی از موهایشان پاک میشود و شاید لازم باشد که یکبار دیگر هم به موهای خود شامپو بزنند تا بتوانند احساس تمیز شدن موها را خوب درک کنند.
شامپو بچه برای حساسها
شامپوهای بچهها حالت قلیایی ندارند و بیشتر اسیدی هستند، به همین دلیل برای پوست لطیف بچهها، آزاردهنده نیستند.
حالا کسانی هم که پوست و موی حساسی دارند و پس از هر بار شستوشوی مو با شامپوهای معمولی دچار خارش و خشکی پوست سر و موهایشان میشوند، میتوانند از شامپوی بچه استفاده کنند.
شستشوی صحیح موهای مختلف
علیرغم مو بلوند ها و مو تیره ها موقرمز ها هیچ وقت در سنین میانسالی موهایشان خاکستری نمی شود....این زن ها 30 درصد بیشتر از زن های دیگر از اختلال زنانگی دردناک که در آن بافت داخلی رحم در جاهای دیگری از رحم رشد می کند مبتلا می شوند.
دیگر تحقیق دانشگاه هاروارد که 90 هزار زن مو قرمز را مورد بررسی قرار داد نشان داده است که این زن ها 30 درصد بیشتر از زن های دیگر از اختلال زنانگی دردناک که در آن بافت داخلی رحم در جاهای دیگری از رحم رشد می کند مبتلا می شوند. به هر حال ، این تحقیق کشف کرد که تنها یو پی اس بارداری این زنها را تهدید می کند در حالیکه این کاهش در زنان نابارور با دیگر زنان با رنگ های متفاوت مو مقایسه شده است.
سندروم تورت
یک تحقیق استرالیایی گزارش داد که نه تنها زنان موقرمز از اختلالات عصبی مرتبط با اختلال کلامی و تیک های عصبی رنج می برند بلکه 55 درصد از بیماران تورت دارای موهایی به رنگ یاقوت بوده اند. این محققان بررسی کرده اند که ژنی که باعث اختلال گفتاری می شود ممکن است نزدیک به ژن زنجبیل باشد.
موی مو قرمزها خاکستری نمی شود
علیرغم مو بلوند ها و مو تیره ها موقرمز ها هیچ وقت در سنین میانسالی موهایشان خاکستری نمی شود. یک حقیقت کوچک در مورد موهای قرمز طبیعی این است که آنها به مدت طولانی تری رنگ موی اصلی خود را در طول سالیان متمادی حفظ می کنند.
سرانجام ژن زنجبیل متمایل به بلوند می شود ودر نهایت سفید می شود. اغلب موقرمز ها موهای نازکی دارند و رشته های مویشان کمتر است در حدود 90 هزار تا در مقایسه با بلوندها که 110 هزار دارند و مو تیره ها که 140 رشته دارند.
مو قرمزها منقرض نمی شوند!
با اینکه موقرمز ها از زمان های دور و از زمان انسان های اولیه وجود داشته اند چند سال پیش گزارش هایی وجود داشت که ادعا می کرد سال 2060 موقرمزها منقرض می شوند. این مسئله در رابطه با ژن های مغلوب نوشته شده بود مانند موهای قرمز – که بدون شک انقراض می یابند.
در واقع ، حتی اگر همه موقرمز ها از بچه دار شدن سرباز بزنند دانشمندان گزارش کرده اند که در دسامبر که 40 درصد از انگلیسی ها ژن موی قرمز را با خود حمل می کنند چرا که از نمونه بزاق 5000 نفر از مردم انگلیس تست DNA گرفته شده است.
بالاترین جمعیت موقرمز ها در اسکاتلند وجود دارد جائیکه 13 درصد از مردم اسکاتلند موقرمز هستند. در حدود 650 نفر – آنها موهایی به رنگ آتش دارند و در مقایسه با اروپایی ها که 4 درصد را موقرمز ها تشکیل م یدهد و 2 درصد جمعیت جهانی را. در امریکا تعداد 6 میلیون نفر موقرمز وجود دارد.
راز و رمزهایی در مورد مو قرمزها
مو قرمز ها در مقایسه با موبلوند ها یا مو مشکی ها دوبرابر احتمال خودداری از مراجعه به دندانپزشک را دارند- و ممکن است دلیل خوب و موجهی برای این کارشان داشته باشند.
همان ژنتیکی که قفل آتشین آنها را توضیح میدهد باعث می شود موقرمزها اصرار داشته باشند که بیهوشی موضعی داشته باشند چرا که از روند دندانپزشکی ترس عجیبی دارند. محققان دانشگاه لوئیزویل در ژورنال موسسه آمریکایی دندانپزشکی این مقاله را منتشر کردند.
راز و رمزهایی در مورد مو قرمزها
در حقیقت ، موقرمزها 20 درصد بیش از دیگران نیاز به استفاده از بیهوشی موضعی دارند ، محققان همان مرکز در تحقیقات قدیمی تری بیان کرده بودند که زنانی که موهای قرمز روشن دارند را با زنانی که از موهای تیره تر بهره مند بودند مقایسه شدند. مو قرمزها نسبت به گرما و سرما نسبت به بقیه ما حساس تر هستند ، محققان بیان می کنند حالا در ادامه مقاله به بیان دیگر حقایق عجیب در مورد موقرمزها می پردازیم.
استخوان بندی قوی تر ، سیستم ایمنی قوی
بعضی از بیولوژیست ها اعتقاد دارند که دلیل اینکه موقرمزها بیشتر در نواحی ابری و سرما هستند مانند اسکاتلند این است که پوست رنگ پریده مشخصا همراه با موهای قرمز رنگ به بدن اجازه می دهد که ویتامین D بیشتری جذب کند.
انه تنها ویتامین D آنها را در برابر بسیاری از بیماری ها محافظت می کند بلکه برای استخوان های سالم نیز حیاتی است و به آنها کمک می کند دچار پوکی استخوان نشوند که این بیماری شکستگی استخوان منجر به شکستگی های بلند مدت شده و برای فرد خطرناک می باشد.
در یک سمینار اخیرا در مورد رنگ پوست و سلامت محققان اسکاتلندی جاناتان رییس گزارش داده اند که سراسر تاریخ "ژن زنجبیل " ممکن است نقش مهمی در محافشت از موقرمز ها از نرمی استخوان داشته باشند (استخوان های نرم ، ضعیف که از کمبود ویتامین D حاصل می شود). او اضافه کرد که اطلاعات خوبی در دست دارد که نشان میدهد ما ویتامین D را برای مبارزه با عفونت هایی مانند سل نیاز داریم ، بیماری ای معمول که در تمام جهان بیماری کشنده ای شناخته می شود.
خطر بالاتر از سرطان پوست – حتی اگر از نور خورشید اجتناب کنند
پوست های روشن که موا محافظ طبیعی کمتری نسبت به دیگران نسبت به نور خورشید دارند تنها دلیل این نیست که مو قرمز ها سه برابر بیشتر از دیگرانی که رنگ موهای متفاوتی دارند در خطر ابتلا به سرطان پوست هستند. تحقیق جدیدی که در مجله طبیعت منتشر شد نشان می دهد که رنگدانه مسئول رنگ مشخص نقش مهمی در این خطر ملانوم ، مرگبارترین فرم سرطان پوست ایفا می کند.
محققانی که در حال برنامه ریزی برای مطالعه برای اثرات اشعه UV روی موش های آزمایشگاه برای تقلید پوست زیتونی ، زنجبیل ، و زال بودند اما متعجب شدند زمانیکه دیدند نیمی از موش های زنجبیل قبل از اینکه در معرض اشعه های UV قرار بگیرند ملانوم آنها شروع به توسعه کرده است.
طبق تحقیقات دیوید فیشر "چیزی در مورد ژنتیک موقرمزها وجود دارد که در راستای مد سرطان زا جدا از در معرض اشعه های UV قرار گرفتن عمل می کند"دیوید فیشر پیشنهاد می کند که موقرمز ها حتما از ضدآفتاب استفاده کنند یا از قرار گرفتن در مقابل نور خورشید پرهیز کنند یا کلاه بر سر بگذارند.
انی تحقیق پیشنهاد می کند که موقرمز ها باید بیشتر از دیگران مراقب پوست شان باشند و به محض دیدن لکه های پوستی و دیدن هر نقطه مشکوکی روی پوست شان حتما پوست شان را چک کنند چرا که اگر این سرطان زود تشخیص داده شود قابل درمان است. محققان تاکید می کنند خطر مرتبط با رنگدانه قرمز اغلب به طور مشخص بیشتر به اشعه های آفتاب مرتبط است تنها 20 درصد از این سرطان ها بوسیله ضدآفتابها پیشگیری می شود.
راز و رمزهایی در مورد مو قرمزها
خطر بیشتر در رابطه با دیگر بیماری ها
بیماری پارکینسون
تحقیق دانشگاه هاروارد گزارش می کند که موقرمز ها نزدیک 90 درصد بیشار از دیگر رنگ مو ها از اختلال عصبی که به بر هم زدن تعادل و هماهنگی است مبتلا می شوند. به هر حال دیگر تحقیق اخیر پیشنهاد می کنید که فولیک اسید می تواند در پیشگیری از این بیماری موثر باشد.
آندومتریوز
شوره سر یا سبوره با پوستهریزی پوست سر مشخص میشود که همراه با خارش و گاهی اوقات همراه با قرمزی ودلمه میباشد.پوستههای سفید رنگ در لابلای موها كه گاهی روی شانهها ریخته و از نظر زیبائی و اجتماعی ناخوشایند است.
شلغم سبزیای است که از نظر طب قدیم ایران گرم و تر به شمار میرفته و به علاوه برای درمان اکثر دردها استفاده میشده است.
شلغم دارای مواد معدنی است که برای پیشگیری از انواع سرطان مفید میباشد و همچنین در تصیفه خون و تقویت سیستم ایمنی در برابر بسیاری از بیماریهای عفونی نقش دارد.
گوگرد، ویتامین C و فیبر از دیگر مواد موجود در شلغم است که این کارشناس تغذیه از آنها نام برد و یادآوری کرد: فیبر موجود در این گیاه در کاهش اسید اوریک، تری گلیسرید و کلسترول مفید است و از سرطان روده پیشگیری می کند. ترکیباتی در شلغم وجود دارد که برای کاهش قند خون در افراد دیابتی مفید است و همچنین مدر بودن شلغم می تواند در دفع سنگ مثانه تاثیر گذار باشد.
درمان شوره سر با شلغم
موادی که در شلغم وجود دارد برای تسکین سرفه های سرماخورگی و تقویت سیستم تنفسی مفید میباشد. شلغم سبزی کم کالری است و در رژیمهای لاغری جز سبزیجات آزاد محسوب می شود.وی گفت: همچنین در گذشته شلغم را به صورت پخته و له شده به صورت پمادی برای رفع ترک پا به کار میبردهاند.
شلغم را با پوست و بدون اینکه قطعه قطعه شود باید پخت، زیرا قطعه قطعه کردن موجب میشود بخش زیادی از مواد مغذی آن وارد آب شود و هدر برود. همچنین بهتر است موقع پخت شلغم از تماس مستقیم آن با آب جلوگیری کرد و شلغم را بر روی توری قرار داد تا با بخار آب قابلمه بخارپز شود.
شلغم یک راه ساده برای درمان شوره سر
درمان شوره سر با شلغم
شوره سر نوع خفیف درماتیت سبوروئیک میباشد. درماتیت سبوروئیک یا درماتیت شورهای به ضایعات قرمز و پوستهدار پوست که با تولید سبوره (پوستههای چرب یا خشک سفید رنگ) و خارش همراه است، گفته میشود. این بیماری مسری نیست.
شلغم را بدون پوست گرفتن و قطعه قطعه کردن و به صورت پخار پز پخت کنید. شلغم مواد معدنی فراوانی دارد که کلسیم و منیزیم از مهمترین این مواد است و برای رشد و نمو استخوان خصوصاً در نوجوانان، زنان باردار و زنان شیرده توصیه میشود.
درمان شوره سر با شلغم
مقداری پتاسیم نیز در شلغم وجود دارد که در تنظیم فشارخون نقش دارد و همچنین فسفر و آرسنیک موجود در این گیاه برای تقویت گلبولهای سفید و سیستم ایمنی مفید است و از همین رو شلغم برای پیشگیری از سرماخوردگی در فصلهای سرد سال کاربرد بیشتری دارد.
درمان شوره سر با شلغم
شلغم سرشار از ویتامینهای گروه B است که برای درمان و پیشگیری از شوره سر مفید میباشد و همچنین اسید فولیک موجود در آن در درمان کم خونی کارآیی دارد. شلغم دارای مواد معدنی است که برای پیشگیری از انواع سرطان مفید میباشد و همچنین در تصیفه خون و تقویت سیستم ایمنی در برابر بسیاری از بیماریهای عفونی نقش دارد.
درمان شوره سر با شلغم
درهر سانتی متر مربع پوست سر در حدود ۵عدد غدد چربی وجود دارد . کاراین غده ها ترشح چربی می باشد . این ضمایم پوستی از جایی چربی نمی گیرندبلکه خود عامل مستقیم تولید آن هستند . وقتی غده ها چربی را می سازند ازطریق لوله ی مجاری آنرا به خارج پوست بدن که احتیاج به این چربی دارد هدایت می کنند. زیرا در نبود آن پوست ترکیده و قابلیت ارتجاعی خود را از دست میدهد و کمبودش را به هر طریق که شده باید جبران کرد ، در غیر اینصورت خطراتی در بر خواهد داشت.
ب ـ طریقه شستشوی موهای خشک:
این فراد از خشکی بیش از اندازه موها رنج می برندبرای رفع این مشکل از نظر شستشو به ترتیب زیر عمل می کنیم. برای نظافت و شستشوی این موها می توان دو روز درمیان موها را شست ولی بهتر آن است از قاعده کلی استفاده کرده و همان یک روز درمیان بدون خشونت وبه آرامی سر را شستشو داد ، البته با ماساژ بسیار آرام و بدون چنگ زدن وبرس کشیدن موها پوست سر را باید شست دو بار شستشو در هر وهله استحمام کافی می باشد.
ج ـ طریقه شستشوی موهای عادی:
موهای معمولی را که پوست سر نه چرب و نه خشک است بین روش شستشوی موهای چرب و خشک عمل می شود. مطلبی که باید تذکر داد اینست که کسانیکه به عللی موهایشان را از دست دادهاند و یا طاس شده اند و یا موها را که از ته ماشین کرده انده اند می توانندبا کف دستها به آرامی و بدون خشونت و تاکید پوست سر را کاملا بشویند. روشهایی که گفته شد برای شستشوی انواع موهای سر می باشد و هر کس به علم به اینکه دارای چند نوع مویی می باشند می توانند از روشهای ذکر شده استفاده نمایند.
آب مفید برای مو:
آبی که برای شستشوی موها بکار می بریم باید دارای حرارت معین باشد وهم چنین نباید به یکباره آب سرد و یا آب گرم را روی سر ، باز کرد و یا درجه آب را بطور ناگهانی تغییر داد زیرا که با چنین کاری ریشه ی موها شوکه میشوند که واکنش آن تضعیف و ریزش مو خواهد بود.
آشنایی با انواع مو و روش شستشوی انواع مختلف مو
موی سر حالات مختلفی دارد به شرح آن خواهیم پرداخت . مو از نظر ارگانیسم ساختمانی درهمه یکسان است و فرقی با همدیگر ندارد . آن تفاوت ظاهری که درموهای آدمیان می بینیم فقط حالت موها است که با یکدیگر متفاوت می باشد.
زیادی چربی نیز باعث مزاحمت می گردد بطوریکه روی پوست سر جاری شده واین عمل موجب می شود که روی روزنه های پوستی را بپوشاند و عمل تنفس پوستی اکسیژن گیری را مختل می سازد و محیط نامناسبی را برای موها فراهم کند وسرانجام ریزش شدید موها را سبب میگردد.
اگر چربی پوست سر زیاد باشد می گویند پوست سر چرب است و چنانچه غدد درکار خود کم کاری کنند می گویند پوست سر خشک است واگر غده ها فعالیت عادی وطبیعی داشته باشند می گویند پوست سر معمولی است و این حالت ایده آل برای پوست و مو می باشد.
شستشوی موی سر:
به هنگام نظافت موها باید نوع آنرا در نظر داشت و همینطور مواد پاک کننده ی آنرا و مهمتر اینکه روش شستشو باید بر مبنای اصولی و صحیح انجام شود تا علاوه بر شستشو باید بر مبنای اصولی و صحیح انجام شود تا علاوه برشستشو و بهداشت بتوانیم پوست سر و موها را به حالت دلخواه کنترل کرده چربی وخشکی موها را به سوی نرمال سوق دهیم و همینطور برای شستشوی موهای سر باید جدول زمانی دقیق تنظیم نماییم . اغلب مشاهده شده که بعضی ها به هر شکلی که دوست دارند سرشان را می شویند نه مراعات زمان را می کنند و نه به مواد شستشو اهمیت می دهند و نه روش صحیح شستن را به کارمی گیرند .
اینان موهایشان بیشتر در معرض خطر ریزش قرار دارد. سر را حتما یک روز درمیان بدون خشونت ، بدون چنگ زدن و بدون برس کشیدن ، بدون ماساژ دادن شستشو داد ، درموقع شستشو باید موها را در کف دستها قرار داد ، و بطور دورانی آنها را شست. این طرز شستشو یک قانون کلی است و کسانیکه از این روش پیروی کنند حداقل از نظر شستشو ریزش غیر طبیعی نخواهند داشت.
آشنایی با انواع مو و روش شستشوی انواع مو
الف ـ طریقه شستشوی موهای چرب:
این نوع موها را فقط یک روز در میان بدون چنگ زدن ، ماساژ دادن ، برس کشیدن باید شتشو داد بدین ترتیب که موها را در کف دستها قرار داده و بطور دورانی پوست سر را می شویم بی آنکه ناخنها و یا نوک انگشتان پوست سر تماس حاصل کند دودست شستشو در هر بار استحمام کافی می باشد.
تعداد صفحات : 18

آموزش گامبهگام دعانویس جلفا در یک نگاه